برش دادهها در 03.09.2026. CPV = CPM ÷ 1 000. این نرخ پاداش با شرایط و محدودیتهای واجد شرایط بودن است، نه هزینه واقعی کل کمپین. بودجه برابر با هزینهها نیست. بازدیدها — شمارنده کلی، نه پوشش منحصر به فرد؛ کارهای تایید شده به طور جداگانه محاسبه میشوند. بازدیدها برابر با پوشش منحصر به فرد یا فروش نیستند. نتیجهگیری در مورد مکانیک بازاریابی — تحلیل تحریریه؛ وجود کمپین حول یک برند لزوماً به معنای قرارگیری مستقیم آن نیست.
باز کردن یک بسته کارت کلکسیونی چند ثانیه طول میکشد. اما برای یک کلکسیونر مشتاق، در این چند ثانیه یک درام کامل جای میگیرد: چه چیزی در داخل آن خواهد بود؟ در کمپین برای فروشندگان eBay Live، مواد اولیه ضبطهای چنین بازگشاییهایی بود. به تدوینگران پیشنهاد شد که از پخشهای طولانی، گویاترین یافتهها و واکنشها را استخراج کرده و آنها را به داستانهای کوتاه و احساسی تبدیل کنند.
چنین برش ویدیوهای طولانی به کوتاه، احساسیترین بخش پخش را حفظ میکند: انتظار، کشف و واکنش. برای فروشندگان، ویدیو کلیپینگ میتواند راهی برای توضیح جذابیت کلکسیونداری بدون یک سخنرانی طولانی در مورد سری کارتها باشد. تدوین هایلایتها به ویژه مفید است، زمانی که لذت از محصول را به سختی میتوان با کلمات توصیف کرد، اما به راحتی میتوان آن را در چهره یک فرد دید. مهم است که زمینه کافی باقی بماند تا شانس برای بیننده جدید قابل درک باشد و اپیزود احساسی با فرآیند خرید و باز کردن مرتبط شود.
آیا ضبطهایی از بازگشاییها یا نمایشها وجود دارد که بینندگان واقعاً شگفتزده شوند؟ از آنها به عنوان پایه کمپین در VibeVO استفاده کنید: یک داستان کوتاه میتواند دقیقاً با این واکنش آغاز شود.
شرایط قبلاً منتشر شده، در تاریخ 2026.09.03 بررسی شده است. CPV = CPM ÷ 1 000. این نرخ پاداش با شرایط پذیرش و محدودیتها است، نه هزینه واقعی کل کمپین. بودجه برابر با هزینهها نیست. بازدیدها برابر با دسترسی منحصر به فرد یا فروش نیستند. نتیجهگیری در مورد مکانیک بازاریابی – تحلیل تحریریه؛ وجود کمپین حول یک برند لزوماً به معنای قرارگیری مستقیم آن نیست.
چند کاندوم همین الان سفارش داده میشود؟ در کمپین DoorDash، این سوال روی دو بیلبورد تبلیغاتی در نیویورک و لس آنجلس قرار گرفت. شمارندهها سفارشات را در زمان واقعی نشان میدادند و یک سازه شهری معمولی را به یک نمایش عمومی کوچک تبدیل میکردند. به سازندگان ویدئوهای کوتاه، فیلمهای آماده و یک وظیفه ساده پیشنهاد شد: غیرمنتظره بودن این ایده را به گونهای منتقل کنند که بیننده بخواهد آنچه را دیده است به اشتراک بگذارد.
بازار ویدئو کلیپینگ به سرعت در حال توسعه است و از یک ابزار ساده برش ویدئو به یک کانال قدرتمند برای پوشش تبلیغاتی تبدیل میشود. یک مطالعه مشترک توسط VibeVO، پلتفرم ویدئو کلیپینگ، و Go Influence، یک آژانس اینفلوئنسر مارکتینگ، وضعیت فعلی بازار ویدئوهای کوتاه، کلیپهای ویدئویی و تبلیغات بنری در شبکههای اجتماعی را روشن میکند و نشان میدهد که چگونه این فرمتها به کلید اصلی برای تبلیغ برندها تبدیل میشوند.
ویدئوهای کوتاه عمودی دیگر فقط سرگرمی نیستند. برای شرکتها، این یک محیط تبلیغاتی مستقل است. یک قسمت، مصاحبه، پخش زنده، بررسی یا ضبط مکالمه به مجموعهای از ویدئوهای کوتاه تبدیل میشود که هر یک میتواند به یک نقطه تماس جداگانه با مخاطب تبدیل شود.
این مطالعه توسط VibeVO و Go Influence بر اساس دادههای VibeVO در 30 روز گذشته تا 8 ژوئن 2026 تهیه شده است. شاخصها مجموعه مورد مطالعه از ویدئوهای کوتاه را توصیف میکنند و ادعایی برای ارزیابی کل اینترنت ندارند. با این حال، پایگاه داده به اندازه کافی بزرگ است تا الگوهای اصلی را نشان دهد: تمرکز بازدیدها، تفاوتهای پلتفرمها، هستههای موضوعی و مخاطبان در هر موضوع.
نتیجهگیری اصلی: بازار ویدئو کلیپینگ دیگر نمیتواند تنها به عنوان برش مکانیکی ویدئو توصیف شود. این بازار به عنوان ابزاری برای پوشش تبلیغاتی مدیریت شده توسعه مییابد، جایی که موضوع، پلتفرم، نویسنده، سرعت انتشار، طراحی، ایمنی محیط قرارگیری و اندازهگیری نتایج مهم هستند. تبلیغات بنری در شبکههای اجتماعی نیز نقش خود را تغییر میدهد: این تبلیغات به طور جداگانه از ویدئو عمل نمیکنند، بلکه در حین تماشا یا در کنار آن کار میکنند.
چرا ویدئوهای کوتاه به یک فرمت انبوه تبدیل شدهاند
ویدئو کلیپینگ تبدیل مواد طولانی به ویدئوهای کوتاه عمودی برای فیدهای توصیهای و پستهای نویسندگان است. ویدئوی اصلی به لحظات قوی تقسیم میشود، هر قطعه زیرنویس، عنوان، عناصر طراحی و یک گام بعدی واضح دریافت میکند: رفتن، ذخیره کردن، تماشا کردن تا انتها، استفاده از پیشنهاد یا کسب اطلاعات بیشتر.
اقتصاد این رویکرد ساده است: یک محتوای بزرگ دهها دلیل برای ملاقات مجدد با مخاطبان فراهم میکند. به جای یک انتشار یکباره، شرکت مجموعهای از تماسهای مکرر را دریافت میکند و پلتفرمها محتوایی را دریافت میکنند که راحتتر در فیدهای سریع منتشر میشود. بنابراین، برشهای ویدئویی دیگر یک تکنیک کمکی نیستند، بلکه روشی جداگانه برای جلب توجه هستند.
معیارهای خارجی در ارائه نشان میدهند که چرا این تغییر گسترده شده است:
کاربران TikTok به طور متوسط 95 دقیقه در روز را در این برنامه سپری میکنند.
هزینههای تبلیغات ویدئویی آنلاین در ایالات متحده بیش از 80 میلیارد دلار است.
حتی اگر بازارها و پلتفرمها در هر کشور متفاوت باشند، منطق مصرف از قبل واضح است: توجه به ویدئوهای کوتاه معطوف شده است.
نمودار 1. نحوه عملکرد برش ویدئو: مسیر از یک قسمت طولانی به مجموعهای از ویدئوهای کوتاه. منبع: دادههای VibeVO، بهروزرسانی شده در 08.06.2026. برای مشاهده نمودار در اندازه کامل، روی آن کلیک کنید.
تصویر کلی: موضوعات و پلتفرمها
در برش بهروز شده، بازار متمرکز به نظر میرسد. سه موضوع بزرگ — برشهای فیلم، ویدئوهای آموزشی و طنز — 86.1% از حجم ذخیره شده را تشکیل میدهند. برشهای فیلم 75.76 میلیون بازدید در 30 روز یا 30.0% را جمعآوری کردند. ویدئوهای آموزشی 72.11 میلیون بازدید، یعنی 28.5% را به خود اختصاص دادند. طنز تقریباً در همان سطح قرار دارد: 69.83 میلیون بازدید یا 27.6%.
پس از سه مورد اول، یک دنباله طولانی آغاز میشود: فوتبال — 12.18 میلیون بازدید، اخبار — 8.42 میلیون، سایر موضوعات — 6.49 میلیون، هنرهای رزمی — 5.20 میلیون. کارتونهای کودکان و بزرگسالان، سایر ورزشها، خودرو و موتور، بازیها در برش مورد مطالعه به طور قابل توجهی کمتر ارائه شدهاند. این یک نکته مهم برای قرار دادن است: موضوعات کوچک را نمیتوان با همان قوانینی که بزرگترینها را تعمیم داد.
از نظر پلتفرمها، اینستاگرام* پیشتاز شد: 131.23 میلیون بازدید یا 51.0% از حجم دقیق. TikTok 87.42 میلیون بازدید یا 34.0% را به خود اختصاص داد. آنها با هم 84.9% از برش دقیق را تشکیل میدهند، اما سایر پلتفرمها ناپدید نمیشوند: آنها ممکن است برای موضوعات خاص، نویسندگان و انتشارات قوی مهم باشند.
نمودار 2. بازدیدها بر اساس موضوع در 30 روز: سه موضوع بزرگتر به طور قابل توجهی بزرگتر از بقیه هستند. منبع: دادههای VibeVO، بهروزرسانی شده در 08.06.2026. برای مشاهده نمودار در اندازه کامل، روی آن کلیک کنید.نمودار 3. بازدیدها بر اساس پلتفرم: Instagram* و TikTok بخش عمده بازدیدها را تشکیل میدهند. منبع: دادههای VibeVO، بهروزرسانی شده در 08.06.2026. برای مشاهده نمودار در اندازه کامل، روی آن کلیک کنید.
اندازه پایگاه و قدرت پلتفرمهای جداگانه
این پایگاه داده شامل 4224 ویدیو با موضوع فعال، 141 نویسنده، 228 صفحه و 16 کمپین تبلیغاتی است. این به ما امکان میدهد نه تنها حجم کلی را بررسی کنیم، بلکه ببینیم پلتفرمها چگونه به طور متفاوتی عمل میکنند. برخی مقیاس را ارائه میدهند، در حالی که برخی دیگر بخش بالایی از انتشارات را قویتر میکنند.
Instagram* از نظر حجم کلی پیشتاز است، اما الگوریتمهای YouTube به ویدیوهای ویروسی واکنش شدیدتری نشان میدهند و سهم بیشتری از بازدیدها را به آنها میدهند. به طور متوسط، هر ویدیو در YouTube 132,743 بازدید داشته است. برای Instagram*، میانگین 66,380 و برای VK 36,277 بوده است.
این توزیع برنامه انتشار را تغییر میدهد. منطقی است که به دنبال پوشش گسترده در ترکیبهای بزرگ Instagram* و TikTok باشیم، اما اگر محتوای ویروسی وجود دارد، YouTube میتواند پلتفرمی باشد که در آن کسب بازدید آسانتر است.
نمودار 4. توزیع بازدیدها در میان 10% برتر محبوبترینها، میانه و میانگین بر اساس پلتفرم: YouTube از نظر حجم کلی کمتر است، اما از نظر 10% بالایی قویتر است. منبع: دادههای VibeVO، بهروزرسانی شده در 08.06.2026. برای مشاهده نمودار در اندازه کامل، روی آن کلیک کنید.
بهتر است موضوعات را در ترکیبها تحلیل کنید: موضوع به علاوه پلتفرم
حجم کلی در هر پلتفرم بازار را به طور کامل توضیح نمیدهد. بزرگترین نقاط دسترسی در جایی ایجاد میشوند که موضوع و محیط انتشار با هم همپوشانی دارند. در دادههای بهروز شده، بزرگترین ترکیب – ویدئوهای آموزشی در اینستاگرام*: 62.20 میلیون بازدید، یا 24.2% از بازشماری دقیق. پس از آن، طنز در TikTok – 38.37 میلیون بازدید، یا 14.9%، و برشهای فیلم در TikTok – 35.51 میلیون بازدید، یا 13.8% قرار دارند.
سه ترکیب بزرگترین 52.9% از بازشماری دقیق بازدیدها را تشکیل میدهند.
به همین دلیل، برش ویدئو را نمیتوان بر اساس یک شبکه کلی برای همه وظایف راهاندازی کرد. برای ویدئوهای آموزشی، خودرو/موتور، اینستاگرام* قویتر عمل میکند، طنز، بازیها و برشهای فیلم به طور قابل توجهی به TikTok متکی هستند، کارتونهای بزرگسالان – به YouTube. موضوعات مختلف نیاز به پلتفرمها، نویسندگان و طراحیهای مختلف دارند.
نمودار 5. بزرگترین ترکیبهای موضوع و پلتفرم: حجم اصلی در چندین ترکیب ایجاد میشود. منبع: دادههای VibeVO، بهروزرسانی شده در 08.06.2026. برای مشاهده نمودار در اندازه کامل، روی آن کلیک کنید.نمودار 6. سهم پلتفرمها در هر موضوع: موضوعات مختلف پلتفرمهای اصلی متفاوتی دارند. منبع: دادههای VibeVO، بهروزرسانی شده در 08.06.2026. برای مشاهده نمودار در اندازه کامل، روی آن کلیک کنید.
بازدیدها به شدت توزیع شدهاند: نتیجه توسط بخش بالای ویدئوها به دست میآید
در فیدهای کوتاه، میانگین نتیجه نابرابری بسیار شدیدی را پنهان میکند. میانگین بازدیدها – 16,011 بازدید در 30 روز است. صدک 75 – 42,535 بازدید، صدک 90 – 133,041. بیشترین بازدید یک ویدئو 3,935,920 بازدید بوده است، یعنی تقریباً 246 برابر بیشتر از میانگین. همانطور که انتظار میرود، توزیع بسیار نابرابر است.
سهم بهترین انتشارات حتی واضحتر است. 10 ویدئوی برتر 23.88 میلیون بازدید، یا 9.3% از حجم را به خود اختصاص دادهاند. 50 ویدئوی برتر – 62.48 میلیون، یا 24.3%. 10% بالای ویدئوها 165.54 میلیون بازدید، یا 64.3% از کل بازدیدها را جمعآوری کردهاند. به عبارت دیگر، بیشتر بازدیدها توسط 5% بالای ویدئوها انجام میشود.
نتیجه عملی برای تبلیغات در برش ویدئو: نمیتوان به یک ویدئو متکی بود. شما به مجموعهای از برشهای ویدئویی با ثانیههای اول متفاوت، عناوین، زیرنویسها، پوششها و گزینههای پیام تبلیغاتی نیاز دارید. نه فقط زیباترین ویدئو، بلکه مجموعهای از تلاشها که در آن بهترین پستها به سرعت وزن بیشتری پیدا میکنند، برنده میشود.
دوران سئوی سنتی، جایی که CPM سودآور و آزمایش فرضیهها ارزان بود، در حال پایان است. امروزه، خریداران بیشتر به دستیاران هوش مصنوعی، مانند ChatGPT، Gemini یا Perplexity، روی میآورند تا پاسخهای مستقیم به سوالات خود دریافت کنند. این امر قوانین بازی را برای تیمهای بازاریابی تغییر میدهد و نیازمند بازنگری در بودجهها است. اگر شرکت شما در این پاسخهای هوش مصنوعی ذکر نشود، مشتریان بالقوه را از دست میدهید.
چرا ساختار قدیمی بازاریابی کار نمیکند؟
ساختارهای سنتی بخشهای بازاریابی برای رتبهبندی در گوگل طراحی شده بودند. متخصصان سئو مسئول موقعیتها بودند، تیمهای محتوا مقالات را بر اساس کلمات کلیدی تولید میکردند و تبلیغات پولی شکافهای ترافیک ارگانیک را پر میکردند.
همه اینها فرض میکرد که خریدار صفحه نتایج را میبیند و روی یک لینک کلیک میکند. با این حال، امروزه بسیاری از این صفحه صرف نظر میکنند و مستقیماً از هوش مصنوعی سوال میپرسند. به عنوان مثال، درخواست «بهترین نرمافزار مدیریت قرارداد برای تیمهای حقوقی کسبوکارهای متوسط» اکنون لیستی از سه فروشنده را ارائه میدهد. اگر شما در آن لیست نباشید، از بازی خارج هستید.
«من یک سوال پرسیدم: کدام بخش مسئول این است که ChatGPT شما را توصیه کند؟ هیچ کس پاسخی نداشت، زیرا پاسخ این بود – هیچ کس.»
رتبهبندی تضمینکننده نقل قول نیست
شرکتهایی که در صفحه اول گوگل رتبه دارند، اغلب تنها در چند مورد از 20 پاسخ دستیاران هوش مصنوعی ذکر میشوند.
یکی از مشتریان ما با 14 کلمه کلیدی در صفحه اول گوگل، تنها در 4 مورد از 20 پاسخ هوش مصنوعی ذکر شد.
کاری که نقل قول هوش مصنوعی را تضمین میکند، مانند ایجاد سیگنالهای موجودیت سازگار، تأییدیههای شخص ثالث و محتوای اصلی ساختاریافته، اغلب در شرح وظایف هیچ کس قرار نمیگیرد.
از آنجایی که بودجهها از ساختار سازمانی پیروی میکنند، پول همچنان صرف روشهایی میشود که مدلهای هوش مصنوعی دیگر پاداش نمیدهند. برنامهریزی یک سال جلوتر فقط مشکل را تشدید میکند و نرخهای قدیمی را تثبیت میکند.
سه تغییر نقش برای انطباق با جستجوی هوش مصنوعی
شما احتمالاً به کارمندان جدیدی نیاز ندارید. به سه تغییر در حوزه مسئولیت و یک پاسخ روشن به سوال مالکیت نیاز دارید.
معمولاً این همان شخص است. وظیفه او از «کجا رتبهبندی میشویم» به «کجا از ما نقل قول میشود» گسترش مییابد. این به معنای مدیریت هویت برند در هر جایی است که مدلهای هوش مصنوعی اطلاعات را میخوانند: وبسایت شما، لینکدین، G2، کرانچبیس، ردیت، دایرکتوریهای صنعتی.
تکهتکه شدن هویت – شایعترین مشکل است. نامهای تجاری مختلف، دامنهها، توضیحات متناقض – هوش مصنوعی این را به عنوان چندین شرکت ضعیف به جای یک شرکت قوی درک میکند. یک مالک میتواند این را در یک فصل اصلاح کند، و تقریباً هیچ هزینهای جز توجه ندارد.
2. تیم محتوا حجم را به شواهد تغییر میدهد
تقویم انتشار را نصف کنید. این ساعتها را به ایجاد محتوایی اختصاص دهید که میتواند توسط هوش مصنوعی نقل قول شود: دادههای اصلی، نتایج مشتریان با اعداد مشخص، نظرات کارشناسان کارکنان شرکت و صفحاتی که برای استخراج اظهارات واضح ساختار یافتهاند.
هشت پست عمومی در ماه در مقابل یک مقاله با دادههای منحصر به فرد شکست میخورند. تیم را نه بر اساس حجم، بلکه بر اساس تعداد نقل قولهای دریافتی و تأثیر بر قیف فروش ارزیابی کنید.
3. روابط عمومی دیجیتال از بودجه برند به بودجه عملکرد منتقل میشود
مدلهای هوش مصنوعی به سازگاری اطلاعات از منابع مستقل پاداش میدهند. ذکر شدن در نشریات صنعتی، پلتفرمهای بازبینی و جوامع اکنون همان کاری را انجام میدهند که بکلینکها یک دهه پیش انجام میدادند.
این بدان معناست که روابط عمومی دیگر یک هزینه «نرم» نیست که بتوان آن را در یک فصل بد کاهش داد، بلکه به یک کانال جذب با اهداف و شاخصهای عملکرد فصلی تبدیل میشود. CPM ارزانتر از 50 روبل از طریق روابط عمومی با معیارهای واضح امکانپذیر است.
ریاضیات بودجه: چگونه بودجه را بازتوزیع کنیم
مثالی از مشتری را در نظر بگیرید که ماهانه 60,000 دلار برای بازاریابی هزینه میکرد. مقایسه قیمت قبل و بعد از بازسازی:
قبل از بازسازی:
جستجوی پولی: 30,000 دلار
تولید محتوا: 12,000 دلار
نگهداری سئو: 8,000 دلار
برند و روابط عمومی: 5,000 دلار
ابزارها: 5,000 دلار
بعد از یک فصل:
جستجوی پولی: 24,000 دلار (کاهش 20%، برای محافظت از درخواستهای برند و کمپینهای غیربرندی که تبدیل میشوند)
محتوا: 10,000 دلار (مقالات کمتر، اما با شواهد قویتر)
ابزارها: 6,000 دلار (ردیاب دید هوش مصنوعی اضافه شده است، به عنوان مثال Peec AI یا Semrush AI toolkit)
نباید به طور کامل از جستجوی پولی دست کشید. این خالصترین منبع داده در مورد قصد خرید است که برای آزمایش دستیاران هوش مصنوعی ضروری است. قانون ساده است: 15-20% بودجه را در سه ماهه اول جابجا کنید، سپس اجازه دهید شواهد بقیه را هدایت کنند. هیچ کس نباید یک برنامه پولی فعال را «به امید» متوقف کند.
برنامه 90 روزه
در روز اول تیم را سازماندهی مجدد نکنید. ابتدا اندازهگیری کنید، سپس آزمایش کنید و سپس آنچه را که کار میکند، مقیاسبندی کنید.
هفتههای 1-4: خط پایه
20 مورد از پرسشهای کلیدی خریداران خود را در چهار دستیار اصلی هوش مصنوعی آزمایش کنید.
هر پاسخ، هر ذکر، هر رقیب را ثبت کنید.
تکه تکه شدن موجودیت را برطرف کنید. این کار هیچ هزینهای ندارد و اثر تجمعی دارد.
هفتههای 5-8: راهاندازی آزمایشی
یک تیم کوچک تشکیل دهید: یک رهبر جستجوی هوش مصنوعی، یک متخصص محتوا و بخشی از بودجه روابط عمومی که بر روی یک خط تولید متمرکز شده است.
همه چیزهای دیگر طبق معمول کار میکنند، که یک گروه کنترل فراهم میکند و بقیه تیم را آرام میکند.
هفتههای 9-12: مقایسه و مقیاسبندی
میزان استناد را برای پرسشهای آزمایشی، ترافیک ارجاعی از دستیاران هوش مصنوعی و تعداد معاملات ورودی که کشف شما را از طریق ابزار هوش مصنوعی ذکر کردهاند، مقایسه کنید.
بودجه را به جایی که شواهد نشان میدهد، منتقل کنید. سازماندهی مجدد به دنبال نتایج است، نه برعکس.
سه اشتباهی که بودجه را هدر میدهند
استخدام متخصص هوش مصنوعی قبل از انجام اندازهگیری خط پایه. تا زمانی که ندانید شکافهای استنادی شما کجاست، نمیتوانید شرح شغلی بنویسید.
کاهش کامل سئوی کلاسیک. دستیاران هوش مصنوعی هنوز به شاخصهای جستجو متکی هستند. صفحات با رتبه خوب بیشتر توسط مدلها خوانده میشوند. این یک تعادل مجدد است، نه یک مراسم خاکسپاری.
راهاندازی جستجوی هوش مصنوعی به عنوان یک پروژه جانبی. اگر خط بودجه جداگانه نداشته باشد، مالک ندارد و کار بدون مالک پیش نمیرود. بودجهای را اختصاص دهید، حتی کوچک، و یک مسئول تعیین کنید.
شش ماه پس از بازسازی، شرکت نرمافزاری مذکور تعداد ذکرها در پاسخهای هوش مصنوعی را از سه به 12 از 20 افزایش داد. درخواستهای دمو که از طریق دستیاران هوش مصنوعی دریافت شدهاند، اکنون در CRM آنها ردیابی میشوند. اندازه تیم بازاریابی تغییر نکرده است. فقط جهت سرمایهگذاری تغییر کرده است، که با رفتار فعلی خریداران مطابقت دارد. ساختار سازمانی شما یک شرطبندی بر روی نحوه یافتن شما توسط خریداران است. اکثر ساختارها هنوز بر روی صفحه نتایج جستجو شرطبندی میکنند، که هر ماه توسط خریداران کمتری مشاهده میشود. زمان آن رسیده است که این شرطبندی را تغییر دهید.
سوالات متداول
نقش متخصص سئو در عصر جستجوی هوش مصنوعی چیست؟
نقش متخصص سئو در حال گسترش است: او به رهبر جستجوی هوش مصنوعی تبدیل میشود که نه تنها مسئول رتبهبندی است، بلکه مسئول استناد به برند توسط مدلهای هوش مصنوعی در تمام پلتفرمها و دایرکتوریهای مرتبط نیز هست. این شامل مدیریت موجودیت برند و رفع تکه تکه شدن اطلاعات میشود.
کدام ارزانتر است: بنر یا بلاگر؟
در زمینه جستجوی هوش مصنوعی، کدام ارزانتر است بنر یا بلاگر یک سوال منسوخ شده است. مهمتر این است که کدام کانال استناد و شواهد را برای مدلهای هوش مصنوعی فراهم میکند. روابط عمومی دیجیتال، با هدف کسب ذکر در منابع معتبر، میتواند مؤثرتر از تبلیغات مستقیم یا اینفلوئنسرها باشد، زیرا هوش مصنوعی به سازگاری از منابع مستقل ارزش میدهد.
چه CPM برای بازاریابی مبتنی بر هوش مصنوعی سودآور تلقی می شود؟
چه CPM سودآور تلقی می شود اکنون به نقل قول بستگی دارد. اگر از طریق روابط عمومی دیجیتال CPM ارزان تر از 50 روبل دریافت می کنید که منجر به ذکر در پاسخ های هوش مصنوعی و در نتیجه به سرنخ ها می شود، این سودآورتر از CPM بالا در تبلیغات سنتی بدون چنین اثری است.
آیا هوش مصنوعی ارزش دارد؟
بله، آیا هوش مصنوعی ارزش دارد، اگر می خواهید رقابتی بمانید. جستجوی هوش مصنوعی فقط یک روند نیست، بلکه یک واقعیت جدید است. سرمایه گذاری در انطباق استراتژی بازاریابی با جستجوی هوش مصنوعی امکان آزمایش فرضیه های ارزان را فراهم می کند و دید را در جایی که مشتریان شما هستند تضمین می کند.
چگونه اثربخشی سرمایه گذاری در جستجوی هوش مصنوعی را اندازه گیری کنیم؟
اثربخشی با چندین شاخص اندازه گیری می شود: سطح ذکر برند توسط دستیاران هوش مصنوعی، ترافیک ارجاعی از این دستیاران و تعداد معاملات ورودی که هوش مصنوعی را به عنوان منبع کشف نشان می دهند. این معیارها به درک میزان درآمد از هر روبل خرج شده کمک می کنند.
نتیجه گیری
چشم انداز بازاریابی در حال تغییر است. تمرکز از سئوی سنتی به جستجوی هوش مصنوعی تغییر می کند، جایی که قیمت در مقابل نتیجه با نقل قول و تأثیر بر قیف فروش ارزیابی می شود. بودجه را دوباره تخصیص دهید، نقش ها را تغییر دهید و فرضیه ها را آزمایش کنید تا در بازی بمانید. ساختار سازمانی شما باید منعکس کننده نحوه جستجو و یافتن اطلاعات توسط مشتریان امروز باشد. درباره استراتژی بازاریابی هوش مصنوعی ما بیشتر بدانید.
این هفته در دنیای سئو، شور و هیجان زیادی به پا شده است: یک قاضی انحصار گوگل بر محتوای هوش مصنوعی را زیر سوال میبرد، بهروزرسانی اسپم، پایههای انتشارات خودکار را سست میکند و بحث قدیمی در مورد هدفگذاری جغرافیایی با نیرویی تازه شعلهور میشود. بیایید ببینیم اینها برای پول شما چه معنایی دارند، به خصوص در زمینه هوش مصنوعی گوگل.
نبردهای قضایی: هوش مصنوعی گوگل و استفاده «ناعادلانه» از محتوا
یک قاضی فدرال، رویه گوگل در استفاده از محتوای وب برای بررسیهای هوش مصنوعی خود را زیر سوال برد و آن را «بسیار ناعادلانه» خواند. این امر مدل فعلی «ترافیک در ازای محتوا» را به خطر میاندازد.
جزئیات پرونده Penske Media علیه گوگل
در جلسه رسیدگی به پرونده ضد انحصار Penske Media، قاضی آمیت مهتا در مورد اینکه آیا بررسیهای هوش مصنوعی گوگل را میتوان «بهبود محصول» دانست، ابراز تردید کرد.
جیسون کینت، مدیر عامل Digital Content Next، از قاضی نقل قول کرد که وضعیت را «واقعاً ناعادلانه» خواند و خاطرنشان کرد که این بهبود «به هزینه ناشران» در حال توسعه است.
قاضی مهتا هنوز در مورد درخواست گوگل برای رد شکایت، حکمی صادر نکرده است.
«ناشران کنترلی بر نحوه استفاده گوگل از محتوای آنها ندارند»، کینت خاطرنشان کرد و تاکید کرد که عدم ایندکس شدن توسط گوگل یک انتخاب واقعبینانه برای ناشرانی که به ترافیک جستجو وابسته هستند، نیست.
بهروزرسانی اسپم گوگل: ضربهای به انتشارات هوش مصنوعی
اگرچه گوگل رسماً اعلام نکرده است که محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را در بهروزرسانی اسپم ماه اوت هدف قرار داده است، گزارشهای صاحبان وبسایتها به مشکلات انتشارات خودکار اشاره دارد. آیا محتوای ارزان هوش مصنوعی ارزش چنین خطراتی را دارد؟
مشاهدات و نتایج اولیه
راجر مونتی نمونههایی را جمعآوری کرده است که در آنها وبسایتهای کاملاً خودکار دید خود را از دست دادهاند، در حالی که منابعی که از هوش مصنوعی با ویرایش انسانی استفاده میکنند، کمتر آسیب دیدهاند.
اینها هنوز گزارشهای حکایتی هستند، نه تأیید رسمی تغییرات در الگوریتمهای گوگل.
گوگل سیستم S-CTS را برای شناسایی سوءاستفاده هماهنگ مصنوعی در پلتفرمهای ویدیویی منتشر کرده است، اما این به جستجوی گوگل مربوط نمیشود.
فقط واقعیت نویسندگی هوش مصنوعی دلیل کاهش رتبه نیست. سیاست گوگل مربوط به محتوای مقیاسپذیر است که برای دستکاری رتبهبندیها ایجاد شده است، صرف نظر از نویسنده.
تاکوما اوکا، مشاور سئو، هشدار می دهد که نمونه او کوچک است و نتایج قطعی نیستند. خود هوش مصنوعی مهم نیست، بلکه روش و هدف تولید انبوه اهمیت دارد.
SEO در مقابل GEO: آنچه جان مولر می گوید
جان مولر از گوگل بار دیگر در مورد بحث «SEO در مقابل GEO» اظهار نظر کرد و توضیح داد که هیچ الزامات خاصی برای پاسخ های هوش مصنوعی مولد در جستجو وجود ندارد. یعنی، تست فرضیه ها ارزان به این معنی نیست که می توان اصول اولیه را فراموش کرد.
تفاوت های ظریف برای پاسخ های هوش مصنوعی
مولر اظهار داشت که گوگل چیز خاصی را که باید برای پاسخ های هوش مصنوعی مولد در جستجو انجام شود، نمی بیند.
این مربوط به جستجوی گوگل است، نه ChatGPT، Perplexity یا سایر سیستم های هوش مصنوعی.
اگر قبلاً سایت خود را برای گوگل بهینه سازی کرده اید، مولر یک چک لیست فنی جدید برای بررسی های هوش مصنوعی ارائه نمی دهد.
دن آکجو خلاصه کرد: «اصول یکسان هستند. سطح استخراج متفاوت است.» این نکته کلیدی است: CPM سودآور تنها زمانی است که ویژگی های پلتفرم در نظر گرفته شود.
توصیه های هوش مصنوعی: برند توصیه می شود، اما به دیگران ارجاع داده می شود
داده های جدید نشان می دهد که توصیه یک برند در پاسخ هوش مصنوعی، لینک مستقیم به سایت شما را تضمین نمی کند. این بر ROI تأثیر می گذارد و نیاز به بازنگری در معیارها دارد.
تحلیل Shero Commerce
Shero Commerce 1851 نقل قول را در Google AI Mode، ChatGPT و Perplexity تجزیه و تحلیل کرد.
صفحات متعلق به برندها تنها 2.8% نقل قول دریافت کردند.
هنگامی که یک برند با نام توصیه می شد، صفحه خودش تنها در 31% موارد نقل قول دریافت می کرد. اغلب منابع شخص ثالث نقل قول می شدند.
آلیدا سولیس تأکید کرد: «برند شما ممکن است در پاسخ توصیه شود… در حالی که نقل قول (و کلیک) به یک مجله یا بازار می رسد.» این بدان معناست که هزینه منحصر به فرد کردن یک ویدئو یا قیمت تولید 100 ویدئوی هوش مصنوعی باید نه تنها با ذکر نام، بلکه با لینک های مستقیم نیز جبران شود.
ChatGPT و Reddit: پویایی پیچیده نقل قول
داده های Promptwatch کاهش شدید سهم نقل قول Reddit در ChatGPT را در اواسط آگوست نشان داد، اما آزمایش های جدید نشان می دهد که Reddit همچنان نقش مهمی در فرآیند استخراج اطلاعات ایفا می کند.
تغییرپذیری رفتار ChatGPT
در یک درخواست، ChatGPT به طور هدفمند به دنبال اطلاعات در r/whatnotapp بود: از 71 صفحه استخراج شده، 48 مورد تاپیک های Reddit بودند و 6 از 8 نقل قول نهایی به ساب ردیت رسید.
چهار روز قبل، سوگانتان موهاناداسان کشف کرد که ChatGPT 84 تاپیک Reddit را برای یک درخواست دیگر استخراج کرده بود، اما هیچ کدام را نقل قول نکرد.
موهاناداسان خلاصه کرد: «نقل قول های Reddit به سادگی «غیرفعال» نشده بودند. به نظر می رسد آنها به درخواست بستگی دارند.» این نشان می دهد که مقایسه قیمت منابع مختلف و قابلیت نقل قول آنها – یک فرآیند پویا است و نیاز به نظارت مداوم دارد.
نتیجهگیری: دیده شدن در مقابل ارزش – معیارهای جدید
در این هفته مشخص شد که دیده شدن و ارزش واقعی در حال جدا شدن از یکدیگر هستند. ناشران اطلاعات را به اشتراک میگذارند، اما همیشه ترافیک دریافت نمیکنند. برندها توصیههایی دریافت میکنند، اما لینکها به سمت دیگران میروند. Reddit میتواند منبع داده برای هوش مصنوعی باشد، اما در نقلقولهای نهایی ظاهر نشود. «دیده شدن توسط هوش مصنوعی» به مفهومی بسیار گسترده تبدیل شده است که برای ارزیابی ROI به معیارهای دقیقتری نیاز دارد.
مهم نیست که فقط ایندکس شوید، بلکه باید ذکر، نقلقول، کلیک و در نهایت تبدیل را نیز به دست آورید. هر روبل خرج شده چقدر پول به همراه خواهد داشت – این سوال اصلی است. استراتژیها و معیارهای خود را بازنگری کنید تا بودجه را بیهوده هدر ندهید.
سوالات متداول
«استفاده ناعادلانه» گوگل از محتوای هوش مصنوعی چیست؟
قاضی آمیت مهتا اظهار داشت که گوگل با استفاده از محتوای ناشران برای بررسیهای هوش مصنوعی خود بدون جبران یا کنترل کافی از سوی ناشران، یک مزیت ناعادلانه ایجاد میکند، زیرا ناشران نمیتوانند بدون از دست دادن ترافیک، از ایندکس شدن توسط گوگل خودداری کنند.
آیا بهروزرسانی اسپم گوگل واقعاً محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را هدف قرار میدهد؟
گوگل رسماً این موضوع را تأیید نکرده است. با این حال، طبق گزارشهای صاحبان وبسایت، منابعی که از تولید محتوای کاملاً خودکار استفاده میکنند، دیده شدن خود را از دست دادهاند. در عین حال، وبسایتهایی که محتوای هوش مصنوعی در آنها توسط انسانها تکمیل شده بود، کمتر آسیب دیدند. تمرکز بر محتوای انبوهی است که برای دستکاری رتبهبندیها ایجاد شده است، صرف نظر از روش تولید.
جان مولر در مورد سئو برای پاسخهای هوش مصنوعی چه توصیهای دارد؟
مولر ادعا میکند که برای پاسخهای هوش مصنوعی مولد در جستجوی گوگل، الزامات خاصی وجود ندارد. اگر قبلاً سایت خود را برای گوگل بهینه کردهاید، نیازی به چکلیستهای فنی اضافی برای بررسیهای هوش مصنوعی نیست. با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که سیستمهای هوش مصنوعی مختلف، منابع را به روشهای متفاوتی استخراج و انتخاب میکنند.
چرا یک برند ممکن است توسط هوش مصنوعی توصیه شود، اما لینک به سایت دیگری برود؟
تحقیقات Shero Commerce نشان داد که سیستمهای هوش مصنوعی اغلب برندها را با نام توصیه میکنند، اما منابع شخص ثالث (مانند مجلات یا بازارهای آنلاین) را به جای صفحات رسمی برند نقلقول میکنند. این بدان معناست که دیده شدن برند همیشه به کلیکهای مستقیم و ترافیک به منبع شما تبدیل نمیشود.
رفتار ChatGPT در مورد نقلقول از Reddit چگونه تغییر کرده است؟
دادهها نشان میدهد که نقلقول از Reddit در ChatGPT پیچیدهتر شده و به درخواست خاص بستگی دارد. در برخی موارد، Reddit به طور فعال استفاده و نقلقول میشود، در حالی که در موارد دیگر، دادههای زیادی استخراج میشود، اما نقلقولی وجود ندارد. این نشاندهنده پویایی الگوریتمها و نیاز به تحلیل مداوم منابعی است که سیستمهای هوش مصنوعی برای موضوعات خاص ترجیح میدهند.
یاندکس یک کانال فروش جدید برای فروشندگان بدون فروشگاههای اینترنتی خود باز میکند و فرصتی منحصر به فرد برای دستیابی به CPM سودآور ارائه میدهد. اکنون کالاهای آنها در جستجو و چت با هوش مصنوعی آلیسا در دسترس هستند و خرید با یک کلیک انجام میشود. اتصال به سرویس رایگان است، که آن را به طور بالقوه برای آزمایش فرضیهها با هزینه کم و یافتن منابع جدید ترافیک سودآور میکند. محاسبه اقتصاد واحد برای به حداکثر رساندن سود مهم است.
یاندکس چه چیزی به فروشندگان بدون وبسایت ارائه میدهد؟
این قابلیت جدید به فروشندگان بدون وبسایت خود اجازه میدهد تا کالاها را در نتایج جستجوی یاندکس و هوش مصنوعی آلیسا قرار دهند. این امر فرصتها را برای دسترسی به مخاطبان بدون سرمایهگذاریهای کلان در توسعه پلتفرم تجارت الکترونیک گسترش میدهد.
چگونه کار میکند؟
Yandex Commerce Protocol (YCP): شبکه عصبی کالاهای مرتبط را انتخاب کرده و آنها را به صورت کارت نمایش میدهد.
پرداخت جهانی یاندکس: کاربران با دکمه «خرید با یک کلیک» خرید میکنند.
آزمایش بتا: این قابلیت هنوز در مرحله آزمایشی است.
«ترافیک از هوش مصنوعی آلیسا به تجارت الکترونیک روسیه از ابتدای سال 4.6 برابر افزایش یافته است. این فقط اعداد نیستند، بلکه پتانسیلی برای رشد فروش است که نمیتوان آن را نادیده گرفت»، — نقل قول از گزارش تحلیلی.
هزینه اتصال چقدر است و چگونه فروش را شروع کنیم؟
اتصال به سرویس رایگان است. هزینههای اصلی مربوط به پردازش پرداختها و لجستیک خواهد بود. این امر این پیشنهاد را به یک جایگزین بودجهای جذاب برای کاشت بذر یا ادغامهای گرانقیمت با اینفلوئنسرها تبدیل میکند.
مراحل شروع فروش:
Yandex Товары: ارسال درخواست برای اتصال پرداخت.
Yandex KIT: بارگذاری موجودی، تعیین قیمتها، تنظیم پرداخت و تحویل.
پس از این تنظیمات، کالاها به طور خودکار در جستجوی یاندکس و هوش مصنوعی آلیسا برای درخواستهای مرتبط نمایش داده میشوند. این یک مسیر مستقیم به سوی خریدار است، بدون نیاز به ایجاد یک وبسایت گرانقیمت.
لجستیک و تحلیل: پول نقد را محاسبه میکنیم
برای انجام سفارشات، فروشنده میتواند از گزینههای مختلف لجستیک استفاده کند، که انعطافپذیری را فراهم کرده و امکان بهینهسازی هزینهها را میدهد. این یک عامل کلیدی برای دستیابی به CPM سودآور است.
تحلیلگران خاطرنشان میکنند که ترافیک از هوش مصنوعی آلیسا به تجارت الکترونیک روسیه از ابتدای سال 358% افزایش یافته است. این فقط یک آمار نیست، بلکه نشانهای از رشد مخاطبانی است که میتوانند به فروش تبدیل شوند. چقدر پول از هر روبل خرج شده به دست میآید – این سوال به اقتصاد واحد شما مربوط میشود.
سوالات متداول
چه CPM را میتوان در کار با یاندکس سودآور دانست؟
CPM سودآور، CPMی است که ROI مثبت را تضمین میکند. در این مورد، با اتصال رایگان، هزینه از کمیسیون پرداختها و لجستیک تشکیل میشود. لازم است فروشهای آزمایشی انجام شود تا CPM بهینه برای محصول شما تعیین شود.
فروش از طریق جستجوی یاندکس و هوش مصنوعی آلیسا میتواند به طور قابل توجهی ارزانتر از تبلیغات بنری سنتی باشد، به خصوص در مراحل اولیه. عدم پرداخت هزینه اتصال و امکان آزمایش فرضیهها با هزینه کم این کانال را برای کسبوکارهای کوچک و متوسط جذاب میکند. تبلیغات بنری به بودجههای بزرگ نیاز دارد و همیشه انتقال مستقیم به خرید را تضمین نمیکند.
آیا سرمایهگذاری در کانالهای فروش هوش مصنوعی بدون وبسایت خود ارزش دارد؟
بله، ارزش دارد. به خصوص برای شروع سریع و بررسی تقاضا. یاندکس زیرساخت آمادهای برای پذیرش پرداختها و تحویل فراهم میکند، که موانع ورود را کاهش میدهد. این به شما امکان میدهد تا بر محصول و بازاریابی تمرکز کنید، نه بر جنبه فنی تجارت الکترونیک.
نتیجهگیری: پول نقد یا فرصت از دست رفته؟
کانال فروش جدید یاندکس فقط یک گزینه نیست، بلکه فرصتی برای فروشندگان بدون وبسایت است تا به میلیونها خریدار بالقوه دسترسی پیدا کنند. اتصال رایگان و شرایط لجستیک انعطافپذیر امکان مقایسه قیمت با سایر کانالها و شاید یافتن همان CPM سودآور را فراهم میکند. فرصت آزمایش فرضیهها با هزینه کم را از دست ندهید.
همین امروز شروع به پذیرش درخواستها و بارگذاری موجودی کنید تا پتانسیل واقعی این کانال فروش را ارزیابی کرده و آن را به یک منبع درآمد قابل توجه برای کسبوکار خود تبدیل کنید.
Nvidia به طور فعال به سرمایهگذاری در توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی ادامه میدهد، که مستقیماً بر درآمد آن تأثیر میگذارد. اخیراً، این شرکت از یک همکاری استراتژیک با Cloverleaf Infrastructure خبر داد. این معامله میتواند چشمانداز بازار زیرساخت هوش مصنوعی را تغییر دهد و احتمالاً هزینه استقرار ظرفیتهای جدید را کاهش دهد.
سرمایهگذاریهای Nvidia: حقایق و ارقام
Cloverleaf Infrastructure که در سال 2024 تأسیس شد، در ایجاد زیرساختهای اساسی برای مراکز داده تخصص دارد. در سال تأسیس خود، این شرکت 300 میلیون دلار سرمایه جذب کرد. نقش کلیدی آن، واسطهگری بین ارائهدهندگان خدمات عمومی و مراکز داده است و منابع انرژی حیاتی و سایر عناصر را برای توسعه سایتها فراهم میکند.
Nvidia چقدر در Cloverleaf سرمایهگذاری کرده است؟
شرایط معامله فاش نشده است.
بر اساس گزارش The Wall Street Journal، سرمایهگذاری Nvidia در Cloverleaf احتمالاً به چند صد میلیون دلار میرسد.
Reuters گزارش میدهد که تولیدکننده تراشه اکنون سهام اقلیت در Cloverleaf دارد.
«Nvidia به طور فزایندهای در تأمین مالی و توسعه مراکز داده برای هوش مصنوعی که به نوبه خود سیستمهای هوش مصنوعی آن را خریداری میکنند، مشارکت دارد»، تحلیلگران خاطرنشان میکنند.
استراتژی Nvidia: چرخدنده هوش مصنوعی و اقتصاد واحد
این معامله بخشی از استراتژی گسترده Nvidia برای سرمایهگذاری مجدد سودهای عظیم خود در حفظ «چرخدنده هوش مصنوعی» است. هدف، تضمین تقاضای ثابت برای تراشهها و سیستمهای با کارایی بالای آن است. این شرکت نه تنها به دنبال فروش سختافزار است، بلکه به طور فعال در ایجاد شرایط برای استفاده گسترده از آن نیز مشارکت دارد.
نمونههای مشخص سرمایهگذاری در زیرساخت هوش مصنوعی
اوایل این هفته، Nvidia از یک سرمایهگذاری بزرگ دیگر خبر داد:
1.5 میلیارد دلار در SB Energy.
این یک پروژه مرکز داده مرتبط با OpenAI است که در اوهایو قرار دارد.
چنین سرمایهگذاریهایی نشان میدهد که Nvidia فقط منتظر توسعه بازار نیست، بلکه به طور فعال آن را شکل میدهد. برای آربیتراژورها و بازاریابان، این به معنای کاهش احتمالی هزینه CPM به دلیل افزایش دسترسی به ظرفیتهای محاسباتی و در نتیجه، شرایط مطلوبتر برای تست فرضیهها با هزینه کم بر روی حجم زیادی از دادهها است.
سوالات متداول
CPM به لطف این سرمایهگذاریها چقدر سودآور خواهد بود؟
تأثیر مستقیم بر CPM هنوز دشوار است، اما افزایش دسترسی و کاهش هزینه زیرساخت برای محاسبات هوش مصنوعی میتواند پلتفرمهای تبلیغاتی را کارآمدتر کند. این به طور بالقوه هزینههای پردازش داده و تولید محتوا را کاهش میدهد، که در نهایت بر قیمت هر هزار نمایش تأثیر میگذارد.
سرمایهگذاریهای Nvidia در زیرساخت هوش مصنوعی، محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را به طور فزایندهای در دسترس و ارزانتر در تولید میکند. اگر قبلاً هزینه تبلیغات بنری قابل پیشبینی بود، اکنون قیمت تولید 100 ویدئوی هوش مصنوعی یا بسته پستگذاری انبوه میتواند به طور قابل توجهی کمتر باشد با کارایی مشابه یا حتی بیشتر.
آیا اکنون زمان مناسبی برای سرمایهگذاری در راهحلهای هوش مصنوعی است؟
با توجه به سرمایهگذاریهای فعال غولهایی مانند Nvidia در زیرساخت هوش مصنوعی، بازار پایدارتر و قابل پیشبینیتر میشود. این یک لحظه مطلوب برای بررسی سرمایهگذاری در راهحلهای هوش مصنوعی است، زیرا موانع ورود و هزینههای عملیاتی ممکن است کاهش یابد.
نتیجهگیری: نقدینگی و چشماندازها
سرمایهگذاریهای Nvidia در Cloverleaf Infrastructure و SB Energy فقط عملیات مالی نیستند، بلکه گامهای استراتژیک برای تقویت موقعیت غالب در حوزه هوش مصنوعی هستند. این شرکت به دنبال ایجاد یک اکوسیستم است که در آن تراشههای آن غیرقابل جایگزین باشند. برای کسبوکارها، این به معنای کاهش احتمالی هزینههای توسعه و عملیات هوش مصنوعی است، که فرصتهای جدیدی را برای بهینهسازی اقتصاد واحد و کسب سود بیشتر از هر ریال سرمایهگذاری شده باز میکند. ما اعداد را دنبال میکنیم و برای فرصتهای جدیدی که این «چرخدنده هوش مصنوعی» به ارمغان میآورد، آماده میشویم.