در دنیای جستجوی هوش مصنوعی، رهبران دائماً در حال تغییر هستند و این سوال که کدام پلتفرمها را باید رصد کرد، برای متخصصان سئو حیاتی میشود. بحثهای اخیر حول پلتفرم Perplexity میچرخد: آیا باید به نظارت بر آن ادامه داد یا صرفاً بر غولهایی مانند ChatGPT، Gemini و Claude تمرکز کرد؟ ما بررسی خواهیم کرد که چگونه تغییر سهم بازار بر ارزیابی دید تأثیر میگذارد و هر روبل خرج شده چقدر درآمد خواهد داشت تا بفهمیم آیا CPM سودآور است یا خیر.
آیا Perplexity واقعاً در حال از دست دادن جایگاه خود است؟
راس هاجنس، مدیر عامل Siege Media، ادعا میکند که سهم بازار Perplexity در حال کاهش است. گنجاندن آن در معیارهای کلی همراه با ChatGPT، Gemini، Claude و محصولات هوش مصنوعی گوگل میتواند تصویر واقعی دید را مخدوش کند. هاجنس میگوید: «همه باید امروز Perplexity را از ردیابهای LLM خود حذف کنند.»
با این حال، همانطور که تجربه نشان میدهد، نتیجهگیریهای عجولانه ممکن است اشتباه باشد. در مارس ۲۰۰۲، در کنفرانس Search Engine Strategies، کاهش تعداد موتورهای جستجوی ردیابی شده از ۱۵ به ۵ مورد بحث قرار گرفت. در آن زمان، گوگل از لیست حذف شد. این یک اشتباه جدی بود، زیرا گوگل به سرعت در حال رشد بود. وضعیت مشابهی ممکن است امروز نیز تکرار شود.
دادهها کاهش Perplexity را تأیید میکنند
- طبق دادههای StatCounter، در ژوئن ۲۰۲۶، Perplexity 7.91% از سهم ارجاعات چتباتهای هوش مصنوعی را به خود اختصاص داده بود، تقریباً برابر با Gemini (7.94%).
- تا آگوست ۲۰۲۶، سهم Perplexity به 4.31% کاهش یافت، در حالی که Gemini به 10.9% رشد کرد.
«سهم بازار کوچک همیشه به معنای اهمیت استراتژیک کم نیست. این مانند سرمایهگذاری در سهام است: همیشه نباید فقط به ارزش بازار فعلی نگاه کرد، بلکه باید به پتانسیل رشد نیز توجه داشت.»
بازار در حال تثبیت است، اما نه حول یک رهبر واحد
آخرین دادههای Similarweb برای می ۲۰۲۶، تسلط ChatGPT (53.9% از بازدیدهای وب جهانی در میان هفت دستیار هوش مصنوعی بزرگ) را نشان میدهد. Gemini 27.9%، Claude 9.2%، DeepSeek 4.1%، Grok 2.4% و Perplexity و Copilot هر کدام 1.3% را به خود اختصاص دادهاند.
تغییرات قابل توجه نه در ناپدید شدن Perplexity، بلکه در ظهور یک بازیکن قوی دوم رخ داده است. سهم ChatGPT در ترافیک وب چتباتهای هوش مصنوعی از 76.4% یک سال پیش به 52.7% در می ۲۰۲۶ کاهش یافته است. Gemini از 9% به 27.3% و Claude از 1.6% به 8.9% رشد کرده است.
بازیکنان اصلی و مزایای آنها
- ChatGPT: بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر فعال هفتگی (فوریه)، بیش از ۱ میلیارد کاربر فعال در تمام محصولات (پایان جولای). این یک پایگاه مصرفکننده مستقیم عظیم است.
اینها سه نسخه از یک کسبوکار نیستند، بلکه سه مزیت توزیع متفاوت هستند. بازار به نظر میرسد یک الیگوپولی در حال شکلگیری است، نه یک وضعیت «برنده همه چیز را میبرد».
چه چیزی را برای متخصصان سئو ردیابی کنیم
Google AI Overviews و AI Mode نباید به عنوان LLMهای معمولی در نظر گرفته شوند. آنها بسیار مهمتر هستند. در ژوئن، گوگل گزارش داد که AI Overviews بیش از 2.5 میلیارد کاربر ماهانه را پوشش میدهد و AI Mode از 1 میلیارد کاربر ماهانه فراتر رفته است. درخواستهای AI Mode از زمان راهاندازی هر سه ماه دو برابر شده است.
طبق دادههای Similarweb، AI Overviews در 43% از جستجوهای گوگل در ایالات متحده تا می 2026 ظاهر شد، در مقایسه با 15% یک سال قبل. بازدیدهای AI Mode از 126 میلیون در ژوئن 2025 به 279 میلیون در می 2026 افزایش یافت.
این بدان معناست که Google AI یک لایه جداگانه در اکوسیستم جستجوی غالب جهان است. برای شرکتهای B2B، Claude نیز با وجود ترافیک مصرفکننده نسبتاً کم، اهمیت زیادی دارد. PwC، TCS و Cognizant به طور فعال Claude را در فرآیندهای کاری خود پیادهسازی میکنند و دهها هزار کارمند را آموزش میدهند. بیش از 1000 مشتری تجاری سالانه بیش از 1 میلیون دلار برای Claude هزینه میکنند.
سیستم سهسطحی اندازهگیری دید هوش مصنوعی
- سطح اول: پلتفرمهایی با مقیاس و اهمیت استراتژیک. ChatGPT و Gemini را جداگانه ردیابی کنید. Claude را برای مخاطبان B2B، سازمانی و حرفهای اضافه کنید.
- سطح دوم: جستجوی هوش مصنوعی، تعبیه شده در اکوسیستمهای موجود. Google AI Overviews و AI Mode را جدا از ChatGPT، Gemini و Claude ردیابی کنید. هدف اندازهگیری این است که چگونه هوش مصنوعی مسیر جستجو را تغییر میدهد. Microsoft Copilot نیز میتواند در این سطح گنجانده شود، اگر شرکت حضور قابل توجهی در Microsoft 365 داشته باشد.
- سطح سوم: پلتفرمهای در حال توسعه یا تخصصی. این شامل Perplexity، Grok، DeepSeek میشود. نباید آنها را نادیده گرفت، اما نباید به آنها وزن یکسانی داد. آنها را برای دید غیرمعمول، ترافیک ارجاعی، نقل قولها و رشد نظارت کنید.
اجازه ندهید میانگینها دادههای واقعی را پنهان کنند
یک معیار تجمیع شده از دید LLM میتواند حس کاذبی از دقت ایجاد کند. به عنوان مثال، اگر یک برند 40% نقل قول در ChatGPT، 35% در Gemini، 30% در Claude و 90% در Perplexity داشته باشد، میانگین ساده 48.75% خواهد بود. این عدد اطلاعات کمی میدهد، اگر Perplexity تنها بخش کوچکی از ترافیک مهم برای کسبوکار را تشکیل دهد.

به جای پرسیدن «میانگین دید ما در LLM چقدر است؟» باید پرسید: «افرادی که برای این کسبوکار مهم هستند، واقعاً در کجا با برند ما مواجه میشوند؟».
برای این کار باید سه مجموعه داده را ترکیب کنید:
- پوشش مخاطب: استفاده، بازدیدها، توزیع بر اساس پلتفرم.
- قابلیت مشاهده: ذکرها، نقل قولها، URLهای ارجاعدهنده، و درخواستهایی که آنها را تولید میکنند.
- تأثیر بر کسبوکار: ارتباط ارجاعات هوش مصنوعی با تعامل، سرنخها، فروش و سایر تبدیلها.
حکم من در مورد Perplexity
راس هاگنز در مورد مشکل حق دارد، اما در مورد راهحل کاملاً درست نمیگوید. Perplexity را از ردیاب LLM حذف نکنید، بلکه وزن آن را کاهش دهید. اگر Perplexity 1% از ترافیک هوش مصنوعی شما را تولید میکند، دادن 25% یا 33% وزن به آن در ارزیابی قابلیت مشاهده غیرقابل توجیه است. اما اگر بیش از 5% ارجاعات را تشکیل میدهد، همانطور که خود هاگنز پیشنهاد میکند، استدلال به نفع آن قویتر میشود.
مسیر توسعه Perplexity قابل توجه است. تحلیل Similarweb برای آگوست 2026 همچنان Perplexity را به عنوان یک بازیگر فعال در بازار جستجوی هوش مصنوعی توصیف میکند و به استراتژی عدم تبلیغات و تمرکز بر اشتراکها و معاملات شرکتی آن اشاره میکند. این نشان میدهد که چرا «کوچک» و «ناچیز» مترادف نیستند.
سوالات متداول
کدام CPM برای پلتفرمهای هوش مصنوعی سودآور است؟
CPM سودآور در پلتفرمهای هوش مصنوعی به مخاطبان هدف و ROI شما بستگی دارد. اگر پلتفرم سرنخها یا فروش با کیفیت بالا تولید میکند، حتی با CPM نسبتاً بالا، میتواند سودآور باشد. نکته اصلی این است که نه تنها هزینه نمایش، بلکه نرخ تبدیل را نیز محاسبه کنید.
آیا تست فرضیهها ارزان در پلتفرمهای جدید هوش مصنوعی است؟
بله، تست فرضیههای ارزان در پلتفرمهای جدید هوش مصنوعی ضروری است. این تنها راهی است که میتوانید گوگل بعدی را کشف کنید. نباید بودجههای هنگفتی را برای آنها صرف کنید، اما نظارت و حداقل آزمایش به شما امکان میدهد تا یک پیشرفت بالقوه را از دست ندهید.
کدام ارزانتر است: بنر یا بلاگر، اگر با پلتفرمهای هوش مصنوعی مقایسه شود؟
سوال کدام ارزانتر است بنر یا بلاگر در زمینه هوش مصنوعی نادرست است. پلتفرمهای هوش مصنوعی نوع دیگری از تعامل را ارائه میدهند. مقایسه قیمت باید از طریق معیارهای کارایی انجام شود: هزینه 1 میلیون نمایش از طریق بنر در مقابل قیمت تولید 100 ویدیوی هوش مصنوعی یا هزینه انتشار 500 ویدیو از طریق ابزارهای هوش مصنوعی. هر کانال اقتصاد واحد خود را دارد.
چگونه هزینه منحصر به فرد کردن یک ویدیو با استفاده از هوش مصنوعی را ارزیابی کنیم؟
هزینه منحصر به فرد کردن یک ویدیو با استفاده از هوش مصنوعی به پیچیدگی کار و ابزار مورد استفاده بستگی دارد. مهم است که نه تنها هزینههای مستقیم، بلکه زمانی را که هوش مصنوعی صرفهجویی میکند نیز ارزیابی کنید. قیمت هر دقیقه ویدیوی هوش مصنوعی با آواتار نیز متفاوت است، اما اغلب سودآورتر از کار دستی است، به خصوص برای حجمهای زیاد.
نتیجهگیری
بازار جستجوی هوش مصنوعی پویا است. نادیده گرفتن Perplexity یا سایر پلتفرمهای خاص به طور کامل به معنای ریسک از دست دادن سیگنالهای مهم است. با این حال، دادن وزن برابر به آنها با غولها به طور کورکورانه، تحریف تصویر است. رویکرد ریاضی به تحلیل، وزندهی پلتفرمها بر اساس تأثیر واقعی آنها بر کسبوکار و نظارت مداوم بر بازیگران جدید – کلید موفقیت در SEO و استراتژی CPM سودآور است.
پول نقد را بشمارید، نه فقط تعداد پلتفرمها در ردیاب. از پلتفرمهای ضعیف که در حال رشد هستند غافل نشوید. شاید رهبر بعدی بازار در میان آنها باشد. همین امروز شروع به تجزیه و تحلیل دادههای خود کنید تا فرصتهای جدید را از دست ندهید!


