Tag: cpm سودآور

  • تبلیغات ChatGPT: 6 ماه بعد – چه CPM ای را سودآور در نظر بگیریم؟

    تبلیغات ChatGPT: 6 ماه بعد – چه CPM ای را سودآور در نظر بگیریم؟

    شش ماه پس از راه‌اندازی پلتفرم تبلیغاتی OpenAI، ChatGPT Ads همچنان سوالاتی را برای تبلیغ‌کنندگان ایجاد می‌کند. ارقام بسیار متفاوت هستند: هزینه به ازای کلیک (CPC) از کمتر از 3 دلار تا 13 دلار متغیر است و CPM سودآور همیشه مشخص نیست. برخی کمپین‌ها سرنخ‌های باکیفیت را با قیمتی رقابتی به ارمغان می‌آورند، در حالی که برخی دیگر حداقل نتیجه را دارند. مشکل این است که معیارهای واضحی برای ارزیابی اثربخشی وجود ندارد و گزارش‌دهی پلتفرم محدود است.

    گزارش‌دهی در سطوح کمپین، گروه تبلیغاتی و خود تبلیغ در دسترس است. ردیابی تبدیل‌ها از طریق OpenAI Pixel و Conversions API پیاده‌سازی شده و از اقداماتی مانند خرید، سرنخ و ثبت‌نام پشتیبانی می‌کند. OpenAI همچنین می‌تواند از تبدیل‌های مدل‌سازی شده استفاده کند. قابلیت گزارش‌دهی در اینجا به پایان می‌رسد، که مقایسه قیمت و ارزیابی ROI واقعی را دشوار می‌کند.

    محدودیت‌های گزارش‌دهی و رقابت

    فقدان گزارش‌دهی رقابتی کامل یک نکته حیاتی است. اگر CPC در حال افزایش است، داده‌های فعلی اجازه نمی‌دهند بفهمیم که آیا این به دلیل افزایش رقابت، تغییر در ارتباط، حجم موجودی، پیشنهادات یا انواع گفتگوهایی است که تبلیغات در آنها ظاهر می‌شود.

    این امر مانع از آزمایش دقیق فرضیه‌ها با هزینه کم و بهینه‌سازی کمپین‌ها می‌شود.

    تجربه Hostinger: 70,000 دلار برای آزمایش

    یکی از بزرگترین آزمایش‌های عمومی توسط Hostinger انجام شد که تقریباً 70,000 دلار هزینه کرد. حسین اوغراک، رئیس PPC، در ابتدا اشاره کرد که CPC بالاتر از Google Search نیست و کمپین‌ها منجر به خرید می‌شدند. با این حال، با افزایش بودجه، ارزیابی او دقیق‌تر شد.

    «CPM از 65 دلار فراتر رفت، اما مشکل اصلی CTR بود. موارد خاص‌تر بهتر عمل کردند، در حالی که پیام‌های گسترده دائماً شکست می‌خوردند. کیفیت ترافیک ناپایدار بود و ارزیابی ROAS تنها بر اساس تبدیل‌های مستقیم دشوار بود»، اوغراک اشاره کرد.

    این مثال نشان می‌دهد که چه CPM را سودآور در نظر بگیریم – مسئله‌ای از زمینه و کیفیت ترافیک است.

    سایر آزمایش‌ها: انتساب و کیفیت سرنخ‌ها

    شرکت CTC درآمد انتسابی بین 19,000 تا 38,000 دلار را گزارش کرد، بسته به مدل انتساب، با ROAS از 3.3x تا 6.8x. آنها از Triple Whale برای ارزیابی عملکرد بعدی استفاده کردند، زیرا گزارش‌های ChatGPT Ads کافی نبودند.

    فلوید بلیکی، با تجزیه و تحلیل یک کمپین B2B با بودجه 7,000 دلار کانادا، میانگین CPC 9.29 دلار، CPM 64.34 دلار و CTR 0.7% را ثبت کرد. با استفاده از شناسایی بازدیدکنندگان، تیم او 146 سازمان را از 336 کلیک پولی شناسایی کرد. از این تعداد، تنها پنج مورد با پروفایل مشتری ایده‌آل مطابقت داشتند.

    این مشکل کیفیت ترافیک را برجسته می کند و نشان می دهد که ارزان تر از اینفلوئنسرها همیشه به معنای کارآمدتر نیست.

    تفاوت های جغرافیایی و CPC توصیه شده

    آزمایش Synter تفاوت های جغرافیایی قابل توجهی را نشان داد. با CPC کلی 9.89 دلار (از 4,428.84 دلار)، این مقدار از 5.10 دلار در بریتانیا تا 10.62 دلار در ایالات متحده متغیر بود. در استرالیا، CPC به 17.59 دلار و در نیوزلند به 22.89 دلار رسید، اگرچه حجم در آنجا به طور قابل توجهی کمتر بود. هزینه هر کلیک به شدت به منطقه بستگی دارد.

    OpenAI حداکثر CPC اولیه را از تا توصیه می کند. با این حال، این توصیه اغلب به عنوان یک معیار درک می شود، اگرچه چنین نیست. این انتظارات نادرستی را در مورد جایگزین بودجه ای برای کاشت و هزینه 1 میلیون نمایش از طریق بنر در مقایسه با تبلیغات هوش مصنوعی ایجاد می کند.

    ChatGPT Ads: 6 ماه بعد — چه چیزی را می توان CPM سودآور در نظر گرفت؟ — illustration 2

    مخاطبان ChatGPT Ads

    تبلیغات در ChatGPT فقط برای کاربران طرح های Free و Go در دسترس است که اکثریت مخاطبان را تشکیل می دهند. اشتراک های گران تر (Plus, Pro, Business, Enterprise, Edu) بدون تبلیغات باقی می مانند، همانطور که حساب های افراد زیر سن قانونی. این بدان معناست که مخاطبان تبلیغاتی با پایگاه کلی کاربران ChatGPT مطابقت ندارند.

    اطلاعات عمومی کافی در مورد جمعیت شناسی و قدرت خرید این مخاطبان وجود ندارد. آمار کلی کاربران ChatGPT نیز نامربوط است، زیرا شامل کسانی می شود که تبلیغات را نمی بینند. جغرافیا مقایسه را بیشتر محدود می کند.

    • راه اندازی آزمایشی: ایالات متحده، کانادا، استرالیا، نیوزلند (فوریه).
    • گسترش: بریتانیا، ژاپن، کره جنوبی، برزیل، مکزیک (مه-آگوست).
    • دسترسی به Ads Manager: 52 کشور (31 آگوست).

    چگونه اکنون به ChatGPT Ads نزدیک شویم

    هنگام شروع آزمایش فرضیه ها به صورت ارزان در این پلتفرم، درک محدودیت های فعلی آن مهم است. قبل از شروع هزینه ها، انتظارات را بر اساس آنچه کانال را برای کسب و کار شما سودآور می کند، تعیین کنید. CPC یا CTR دیگران تا زمانی که ما اطلاعات کمی در مورد رقابت، مخاطبان و انواع گفتگوهای پشت این نتایج داریم، کمک چندانی نخواهند کرد.

    نتایج اولیه نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق تری نسبت به پلتفرم های بالغ دارند. به دلیل کمبود سیگنال های تشخیصی، تشخیص مشکل عملکرد واقعی از ویژگی های نمایش، مطابقت یا گفتگوهای موجود در دوره آزمایش دشوار است. هنوز هیچ عدد جهانی وجود ندارد که موفقیت یک کمپین را در ChatGPT Ads تعیین کند. «خوب» چیزی است که کانال برای کسب و کار خاص شما به ارمغان می آورد، نه اعداد انتزاعی.

    سوالات متداول

    CPM سودآور در ChatGPT Ads چیست؟

    CPM سودآور در ChatGPT Ads مقدار ثابتی ندارد. این به حوزه، کیفیت ترافیک، اهداف کمپین و ROI که دریافت می کنید بستگی دارد. تجربه Hostinger CPM بالاتر از 65 دلار را نشان داد، اما با مشکلات CTR. ارزیابی نه تنها CPM، بلکه کیفیت سرنخ ها و ROAS نهایی مهم است.

    آیا سرمایه گذاری در تبلیغات ChatGPT برای آزمایش فرضیه ارزان ارزش دارد؟

    تبلیغات ChatGPT می‌تواند ابزاری برای آزمایش فرضیه ارزان باشد، اما با ملاحظاتی. گزارش‌دهی محدود نیاز به ابزارهای تحلیلی اضافی (مانند Triple Whale، شناسایی بازدیدکنندگان) برای ارزیابی کامل دارد. آماده باشید که قیمت در مقابل نتیجه می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

    کدام ارزان‌تر است: تبلیغات بنری یا تبلیغات ChatGPT؟

    مقایسه کدام ارزان‌تر است بنر یا بلاگر با تبلیغات ChatGPT به طور مستقیم صحیح نیست. CPC در تبلیغات ChatGPT می‌تواند به طور قابل توجهی بالاتر از تبلیغات بنری سنتی باشد و در برخی مناطق به 10 تا 20 دلار برسد. با این حال، اگر کیفیت ترافیک و ROAS این هزینه‌ها را توجیه کند، تبلیغات ChatGPT می‌تواند موثرتر باشد. محاسبه اقتصاد واحد مهم است.

    چه CPC برای تبلیغات ChatGPT عادی تلقی می‌شود؟

    OpenAI حداکثر CPC اولیه 3 تا 5 دلار را توصیه می‌کند، اما این یک معیار نیست. CPC واقعی می‌تواند به طور قابل توجهی بالاتر باشد، تا 13 تا 22 دلار. CPC «عادی» آنی است که ROAS مثبت را تضمین می‌کند و با اقتصاد واحد شما مطابقت دارد. نباید فقط به توصیه‌ها تکیه کنید، همیشه آزمایش فرضیه ارزان انجام دهید و داده‌های خود را تجزیه و تحلیل کنید.

    نتیجه‌گیری

    تبلیغات ChatGPT یک پلتفرم جدید با پتانسیل است، اما با محدودیت‌های جدی، به ویژه در زمینه گزارش‌دهی و شفافیت. تبلیغ‌کنندگانی که به آمار دقیق عادت دارند، برای ارزیابی اثربخشی واقعی با نیاز به تحلیل عمیق خارج از پلتفرم مواجه می‌شوند. برای درک اینکه هر روبل خرج شده چقدر پول به ارمغان می‌آورد، به ارقام کلی تکیه نکنید، بلکه بر معیارهای و اهداف خود تمرکز کنید.

    آزمایش فرضیه ارزان را انجام دهید، هر مرحله از قیف را تجزیه و تحلیل کنید و کمپین‌ها را بر اساس داده‌های خود و نظرات کارشناسان بهینه کنید. تنها از این طریق می‌توانید CPM سودآور خود را پیدا کرده و به موفقیت دست یابید.

  • CPM سودآور: چگونه بازاریابی را در عصر جستجوی هوش مصنوعی بازسازی کنیم

    CPM سودآور: چگونه بازاریابی را در عصر جستجوی هوش مصنوعی بازسازی کنیم

    دوران سئوی سنتی، جایی که CPM سودآور و آزمایش فرضیه‌ها ارزان بود، در حال پایان است. امروزه، خریداران بیشتر به دستیاران هوش مصنوعی، مانند ChatGPT، Gemini یا Perplexity، روی می‌آورند تا پاسخ‌های مستقیم به سوالات خود دریافت کنند. این امر قوانین بازی را برای تیم‌های بازاریابی تغییر می‌دهد و نیازمند بازنگری در بودجه‌ها است. اگر شرکت شما در این پاسخ‌های هوش مصنوعی ذکر نشود، مشتریان بالقوه را از دست می‌دهید.

    چرا ساختار قدیمی بازاریابی کار نمی‌کند؟

    ساختارهای سنتی بخش‌های بازاریابی برای رتبه‌بندی در گوگل طراحی شده بودند. متخصصان سئو مسئول موقعیت‌ها بودند، تیم‌های محتوا مقالات را بر اساس کلمات کلیدی تولید می‌کردند و تبلیغات پولی شکاف‌های ترافیک ارگانیک را پر می‌کردند.

    همه اینها فرض می‌کرد که خریدار صفحه نتایج را می‌بیند و روی یک لینک کلیک می‌کند. با این حال، امروزه بسیاری از این صفحه صرف نظر می‌کنند و مستقیماً از هوش مصنوعی سوال می‌پرسند. به عنوان مثال، درخواست «بهترین نرم‌افزار مدیریت قرارداد برای تیم‌های حقوقی کسب‌وکارهای متوسط» اکنون لیستی از سه فروشنده را ارائه می‌دهد. اگر شما در آن لیست نباشید، از بازی خارج هستید.

    «من یک سوال پرسیدم: کدام بخش مسئول این است که ChatGPT شما را توصیه کند؟ هیچ کس پاسخی نداشت، زیرا پاسخ این بود – هیچ کس.»

    رتبه‌بندی تضمین‌کننده نقل قول نیست

    • شرکت‌هایی که در صفحه اول گوگل رتبه دارند، اغلب تنها در چند مورد از 20 پاسخ دستیاران هوش مصنوعی ذکر می‌شوند.
    • یکی از مشتریان ما با 14 کلمه کلیدی در صفحه اول گوگل، تنها در 4 مورد از 20 پاسخ هوش مصنوعی ذکر شد.
    • کاری که نقل قول هوش مصنوعی را تضمین می‌کند، مانند ایجاد سیگنال‌های موجودیت سازگار، تأییدیه‌های شخص ثالث و محتوای اصلی ساختاریافته، اغلب در شرح وظایف هیچ کس قرار نمی‌گیرد.

    از آنجایی که بودجه‌ها از ساختار سازمانی پیروی می‌کنند، پول همچنان صرف روش‌هایی می‌شود که مدل‌های هوش مصنوعی دیگر پاداش نمی‌دهند. برنامه‌ریزی یک سال جلوتر فقط مشکل را تشدید می‌کند و نرخ‌های قدیمی را تثبیت می‌کند.

    سه تغییر نقش برای انطباق با جستجوی هوش مصنوعی

    شما احتمالاً به کارمندان جدیدی نیاز ندارید. به سه تغییر در حوزه مسئولیت و یک پاسخ روشن به سوال مالکیت نیاز دارید.

    1. رهبر سئو به رهبر جستجوی هوش مصنوعی تبدیل می‌شود

    معمولاً این همان شخص است. وظیفه او از «کجا رتبه‌بندی می‌شویم» به «کجا از ما نقل قول می‌شود» گسترش می‌یابد. این به معنای مدیریت هویت برند در هر جایی است که مدل‌های هوش مصنوعی اطلاعات را می‌خوانند: وب‌سایت شما، لینکدین، G2، کرانچ‌بیس، ردیت، دایرکتوری‌های صنعتی.

    تکه‌تکه شدن هویت – شایع‌ترین مشکل است. نام‌های تجاری مختلف، دامنه‌ها، توضیحات متناقض – هوش مصنوعی این را به عنوان چندین شرکت ضعیف به جای یک شرکت قوی درک می‌کند. یک مالک می‌تواند این را در یک فصل اصلاح کند، و تقریباً هیچ هزینه‌ای جز توجه ندارد.

    2. تیم محتوا حجم را به شواهد تغییر می‌دهد

    تقویم انتشار را نصف کنید. این ساعت‌ها را به ایجاد محتوایی اختصاص دهید که می‌تواند توسط هوش مصنوعی نقل قول شود: داده‌های اصلی، نتایج مشتریان با اعداد مشخص، نظرات کارشناسان کارکنان شرکت و صفحاتی که برای استخراج اظهارات واضح ساختار یافته‌اند.

    هشت پست عمومی در ماه در مقابل یک مقاله با داده‌های منحصر به فرد شکست می‌خورند. تیم را نه بر اساس حجم، بلکه بر اساس تعداد نقل قول‌های دریافتی و تأثیر بر قیف فروش ارزیابی کنید.

    3. روابط عمومی دیجیتال از بودجه برند به بودجه عملکرد منتقل می‌شود

    مدل‌های هوش مصنوعی به سازگاری اطلاعات از منابع مستقل پاداش می‌دهند. ذکر شدن در نشریات صنعتی، پلتفرم‌های بازبینی و جوامع اکنون همان کاری را انجام می‌دهند که بک‌لینک‌ها یک دهه پیش انجام می‌دادند.

    این بدان معناست که روابط عمومی دیگر یک هزینه «نرم» نیست که بتوان آن را در یک فصل بد کاهش داد، بلکه به یک کانال جذب با اهداف و شاخص‌های عملکرد فصلی تبدیل می‌شود. CPM ارزان‌تر از 50 روبل از طریق روابط عمومی با معیارهای واضح امکان‌پذیر است.

    CPM выгодный: как реструктурировать маркетинг в эпоху ИИ-поиска — illustration 2

    ریاضیات بودجه: چگونه بودجه را بازتوزیع کنیم

    مثالی از مشتری را در نظر بگیرید که ماهانه 60,000 دلار برای بازاریابی هزینه می‌کرد. مقایسه قیمت قبل و بعد از بازسازی:

    قبل از بازسازی:

    • جستجوی پولی: 30,000 دلار
    • تولید محتوا: 12,000 دلار
    • نگهداری سئو: 8,000 دلار
    • برند و روابط عمومی: 5,000 دلار
    • ابزارها: 5,000 دلار

    بعد از یک فصل:

    • جستجوی پولی: 24,000 دلار (کاهش 20%، برای محافظت از درخواست‌های برند و کمپین‌های غیربرندی که تبدیل می‌شوند)
    • محتوا: 10,000 دلار (مقالات کمتر، اما با شواهد قوی‌تر)
    • برنامه جستجوی هوش مصنوعی: 10,000 دلار (پاکسازی هویت، داده‌های ساختاریافته، اندازه‌گیری‌ها)
    • روابط عمومی دیجیتال با اهداف نقل قول: 10,000 دلار
    • ابزارها: 6,000 دلار (ردیاب دید هوش مصنوعی اضافه شده است، به عنوان مثال Peec AI یا Semrush AI toolkit)

    نباید به طور کامل از جستجوی پولی دست کشید. این خالص‌ترین منبع داده در مورد قصد خرید است که برای آزمایش دستیاران هوش مصنوعی ضروری است. قانون ساده است: 15-20% بودجه را در سه ماهه اول جابجا کنید، سپس اجازه دهید شواهد بقیه را هدایت کنند. هیچ کس نباید یک برنامه پولی فعال را «به امید» متوقف کند.

    برنامه 90 روزه

    در روز اول تیم را سازماندهی مجدد نکنید. ابتدا اندازه‌گیری کنید، سپس آزمایش کنید و سپس آنچه را که کار می‌کند، مقیاس‌بندی کنید.

    هفته‌های 1-4: خط پایه

    • 20 مورد از پرسش‌های کلیدی خریداران خود را در چهار دستیار اصلی هوش مصنوعی آزمایش کنید.
    • هر پاسخ، هر ذکر، هر رقیب را ثبت کنید.
    • تکه تکه شدن موجودیت را برطرف کنید. این کار هیچ هزینه‌ای ندارد و اثر تجمعی دارد.

    هفته‌های 5-8: راه‌اندازی آزمایشی

    • یک تیم کوچک تشکیل دهید: یک رهبر جستجوی هوش مصنوعی، یک متخصص محتوا و بخشی از بودجه روابط عمومی که بر روی یک خط تولید متمرکز شده است.
    • همه چیزهای دیگر طبق معمول کار می‌کنند، که یک گروه کنترل فراهم می‌کند و بقیه تیم را آرام می‌کند.

    هفته‌های 9-12: مقایسه و مقیاس‌بندی

    • میزان استناد را برای پرسش‌های آزمایشی، ترافیک ارجاعی از دستیاران هوش مصنوعی و تعداد معاملات ورودی که کشف شما را از طریق ابزار هوش مصنوعی ذکر کرده‌اند، مقایسه کنید.
    • بودجه را به جایی که شواهد نشان می‌دهد، منتقل کنید. سازماندهی مجدد به دنبال نتایج است، نه برعکس.

    سه اشتباهی که بودجه را هدر می‌دهند

    1. استخدام متخصص هوش مصنوعی قبل از انجام اندازه‌گیری خط پایه. تا زمانی که ندانید شکاف‌های استنادی شما کجاست، نمی‌توانید شرح شغلی بنویسید.
    2. کاهش کامل سئوی کلاسیک. دستیاران هوش مصنوعی هنوز به شاخص‌های جستجو متکی هستند. صفحات با رتبه خوب بیشتر توسط مدل‌ها خوانده می‌شوند. این یک تعادل مجدد است، نه یک مراسم خاکسپاری.
    3. راه‌اندازی جستجوی هوش مصنوعی به عنوان یک پروژه جانبی. اگر خط بودجه جداگانه نداشته باشد، مالک ندارد و کار بدون مالک پیش نمی‌رود. بودجه‌ای را اختصاص دهید، حتی کوچک، و یک مسئول تعیین کنید.

    شش ماه پس از بازسازی، شرکت نرم‌افزاری مذکور تعداد ذکرها در پاسخ‌های هوش مصنوعی را از سه به 12 از 20 افزایش داد. درخواست‌های دمو که از طریق دستیاران هوش مصنوعی دریافت شده‌اند، اکنون در CRM آنها ردیابی می‌شوند. اندازه تیم بازاریابی تغییر نکرده است. فقط جهت سرمایه‌گذاری تغییر کرده است، که با رفتار فعلی خریداران مطابقت دارد. ساختار سازمانی شما یک شرط‌بندی بر روی نحوه یافتن شما توسط خریداران است. اکثر ساختارها هنوز بر روی صفحه نتایج جستجو شرط‌بندی می‌کنند، که هر ماه توسط خریداران کمتری مشاهده می‌شود. زمان آن رسیده است که این شرط‌بندی را تغییر دهید.

    سوالات متداول

    نقش متخصص سئو در عصر جستجوی هوش مصنوعی چیست؟

    نقش متخصص سئو در حال گسترش است: او به رهبر جستجوی هوش مصنوعی تبدیل می‌شود که نه تنها مسئول رتبه‌بندی است، بلکه مسئول استناد به برند توسط مدل‌های هوش مصنوعی در تمام پلتفرم‌ها و دایرکتوری‌های مرتبط نیز هست. این شامل مدیریت موجودیت برند و رفع تکه تکه شدن اطلاعات می‌شود.

    کدام ارزان‌تر است: بنر یا بلاگر؟

    در زمینه جستجوی هوش مصنوعی، کدام ارزان‌تر است بنر یا بلاگر یک سوال منسوخ شده است. مهم‌تر این است که کدام کانال استناد و شواهد را برای مدل‌های هوش مصنوعی فراهم می‌کند. روابط عمومی دیجیتال، با هدف کسب ذکر در منابع معتبر، می‌تواند مؤثرتر از تبلیغات مستقیم یا اینفلوئنسرها باشد، زیرا هوش مصنوعی به سازگاری از منابع مستقل ارزش می‌دهد.

    چه CPM برای بازاریابی مبتنی بر هوش مصنوعی سودآور تلقی می شود؟

    چه CPM سودآور تلقی می شود اکنون به نقل قول بستگی دارد. اگر از طریق روابط عمومی دیجیتال CPM ارزان تر از 50 روبل دریافت می کنید که منجر به ذکر در پاسخ های هوش مصنوعی و در نتیجه به سرنخ ها می شود، این سودآورتر از CPM بالا در تبلیغات سنتی بدون چنین اثری است.

    آیا هوش مصنوعی ارزش دارد؟

    بله، آیا هوش مصنوعی ارزش دارد، اگر می خواهید رقابتی بمانید. جستجوی هوش مصنوعی فقط یک روند نیست، بلکه یک واقعیت جدید است. سرمایه گذاری در انطباق استراتژی بازاریابی با جستجوی هوش مصنوعی امکان آزمایش فرضیه های ارزان را فراهم می کند و دید را در جایی که مشتریان شما هستند تضمین می کند.

    چگونه اثربخشی سرمایه گذاری در جستجوی هوش مصنوعی را اندازه گیری کنیم؟

    اثربخشی با چندین شاخص اندازه گیری می شود: سطح ذکر برند توسط دستیاران هوش مصنوعی، ترافیک ارجاعی از این دستیاران و تعداد معاملات ورودی که هوش مصنوعی را به عنوان منبع کشف نشان می دهند. این معیارها به درک میزان درآمد از هر روبل خرج شده کمک می کنند.

    نتیجه گیری

    چشم انداز بازاریابی در حال تغییر است. تمرکز از سئوی سنتی به جستجوی هوش مصنوعی تغییر می کند، جایی که قیمت در مقابل نتیجه با نقل قول و تأثیر بر قیف فروش ارزیابی می شود. بودجه را دوباره تخصیص دهید، نقش ها را تغییر دهید و فرضیه ها را آزمایش کنید تا در بازی بمانید. ساختار سازمانی شما باید منعکس کننده نحوه جستجو و یافتن اطلاعات توسط مشتریان امروز باشد. درباره استراتژی بازاریابی هوش مصنوعی ما بیشتر بدانید.