Tag: chatgpt

  • آیا CPM سودآور است؟ آیا باید Perplexity را از ردیابی دیدگاه هوش مصنوعی حذف کرد؟

    آیا CPM سودآور است؟ آیا باید Perplexity را از ردیابی دیدگاه هوش مصنوعی حذف کرد؟

    در دنیای جستجوی هوش مصنوعی، رهبران دائماً در حال تغییر هستند و این سوال که کدام پلتفرم‌ها را باید رصد کرد، برای متخصصان سئو حیاتی می‌شود. بحث‌های اخیر حول پلتفرم Perplexity می‌چرخد: آیا باید به نظارت بر آن ادامه داد یا صرفاً بر غول‌هایی مانند ChatGPT، Gemini و Claude تمرکز کرد؟ ما بررسی خواهیم کرد که چگونه تغییر سهم بازار بر ارزیابی دید تأثیر می‌گذارد و هر روبل خرج شده چقدر درآمد خواهد داشت تا بفهمیم آیا CPM سودآور است یا خیر.

    آیا Perplexity واقعاً در حال از دست دادن جایگاه خود است؟

    راس هاجنس، مدیر عامل Siege Media، ادعا می‌کند که سهم بازار Perplexity در حال کاهش است. گنجاندن آن در معیارهای کلی همراه با ChatGPT، Gemini، Claude و محصولات هوش مصنوعی گوگل می‌تواند تصویر واقعی دید را مخدوش کند. هاجنس می‌گوید: «همه باید امروز Perplexity را از ردیاب‌های LLM خود حذف کنند.»

    با این حال، همانطور که تجربه نشان می‌دهد، نتیجه‌گیری‌های عجولانه ممکن است اشتباه باشد. در مارس ۲۰۰۲، در کنفرانس Search Engine Strategies، کاهش تعداد موتورهای جستجوی ردیابی شده از ۱۵ به ۵ مورد بحث قرار گرفت. در آن زمان، گوگل از لیست حذف شد. این یک اشتباه جدی بود، زیرا گوگل به سرعت در حال رشد بود. وضعیت مشابهی ممکن است امروز نیز تکرار شود.

    داده‌ها کاهش Perplexity را تأیید می‌کنند

    • طبق داده‌های StatCounter، در ژوئن ۲۰۲۶، Perplexity 7.91% از سهم ارجاعات چت‌بات‌های هوش مصنوعی را به خود اختصاص داده بود، تقریباً برابر با Gemini (7.94%).
    • تا آگوست ۲۰۲۶، سهم Perplexity به 4.31% کاهش یافت، در حالی که Gemini به 10.9% رشد کرد.

    «سهم بازار کوچک همیشه به معنای اهمیت استراتژیک کم نیست. این مانند سرمایه‌گذاری در سهام است: همیشه نباید فقط به ارزش بازار فعلی نگاه کرد، بلکه باید به پتانسیل رشد نیز توجه داشت.»

    بازار در حال تثبیت است، اما نه حول یک رهبر واحد

    آخرین داده‌های Similarweb برای می ۲۰۲۶، تسلط ChatGPT (53.9% از بازدیدهای وب جهانی در میان هفت دستیار هوش مصنوعی بزرگ) را نشان می‌دهد. Gemini 27.9%، Claude 9.2%، DeepSeek 4.1%، Grok 2.4% و Perplexity و Copilot هر کدام 1.3% را به خود اختصاص داده‌اند.

    تغییرات قابل توجه نه در ناپدید شدن Perplexity، بلکه در ظهور یک بازیکن قوی دوم رخ داده است. سهم ChatGPT در ترافیک وب چت‌بات‌های هوش مصنوعی از 76.4% یک سال پیش به 52.7% در می ۲۰۲۶ کاهش یافته است. Gemini از 9% به 27.3% و Claude از 1.6% به 8.9% رشد کرده است.

    بازیکنان اصلی و مزایای آنها

    • ChatGPT: بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر فعال هفتگی (فوریه)، بیش از ۱ میلیارد کاربر فعال در تمام محصولات (پایان جولای). این یک پایگاه مصرف‌کننده مستقیم عظیم است.
  • Gemini: اپلیکیشن Gemini از 1 میلیارد کاربر ماهانه فراتر رفت (آگوست). توزیع گوگل را از طریق جستجو، اندروید و کل اکوسیستم محصولات در اختیار دارد.
  • Claude: موقعیت‌های قوی در بخش سازمانی و بین توسعه‌دهندگان به دست آورده است. در آوریل، بیش از 100,000 مشتری از Claude در Amazon Bedrock استفاده کردند. درآمد سالانه از 65 میلیارد دلار فراتر رفت (آگوست).

اینها سه نسخه از یک کسب‌وکار نیستند، بلکه سه مزیت توزیع متفاوت هستند. بازار به نظر می‌رسد یک الیگوپولی در حال شکل‌گیری است، نه یک وضعیت «برنده همه چیز را می‌برد».

چه چیزی را برای متخصصان سئو ردیابی کنیم

Google AI Overviews و AI Mode نباید به عنوان LLMهای معمولی در نظر گرفته شوند. آنها بسیار مهم‌تر هستند. در ژوئن، گوگل گزارش داد که AI Overviews بیش از 2.5 میلیارد کاربر ماهانه را پوشش می‌دهد و AI Mode از 1 میلیارد کاربر ماهانه فراتر رفته است. درخواست‌های AI Mode از زمان راه‌اندازی هر سه ماه دو برابر شده است.

طبق داده‌های Similarweb، AI Overviews در 43% از جستجوهای گوگل در ایالات متحده تا می 2026 ظاهر شد، در مقایسه با 15% یک سال قبل. بازدیدهای AI Mode از 126 میلیون در ژوئن 2025 به 279 میلیون در می 2026 افزایش یافت.

این بدان معناست که Google AI یک لایه جداگانه در اکوسیستم جستجوی غالب جهان است. برای شرکت‌های B2B، Claude نیز با وجود ترافیک مصرف‌کننده نسبتاً کم، اهمیت زیادی دارد. PwC، TCS و Cognizant به طور فعال Claude را در فرآیندهای کاری خود پیاده‌سازی می‌کنند و ده‌ها هزار کارمند را آموزش می‌دهند. بیش از 1000 مشتری تجاری سالانه بیش از 1 میلیون دلار برای Claude هزینه می‌کنند.

سیستم سه‌سطحی اندازه‌گیری دید هوش مصنوعی

  1. سطح اول: پلتفرم‌هایی با مقیاس و اهمیت استراتژیک. ChatGPT و Gemini را جداگانه ردیابی کنید. Claude را برای مخاطبان B2B، سازمانی و حرفه‌ای اضافه کنید.
  2. سطح دوم: جستجوی هوش مصنوعی، تعبیه شده در اکوسیستم‌های موجود. Google AI Overviews و AI Mode را جدا از ChatGPT، Gemini و Claude ردیابی کنید. هدف اندازه‌گیری این است که چگونه هوش مصنوعی مسیر جستجو را تغییر می‌دهد. Microsoft Copilot نیز می‌تواند در این سطح گنجانده شود، اگر شرکت حضور قابل توجهی در Microsoft 365 داشته باشد.
  3. سطح سوم: پلتفرم‌های در حال توسعه یا تخصصی. این شامل Perplexity، Grok، DeepSeek می‌شود. نباید آنها را نادیده گرفت، اما نباید به آنها وزن یکسانی داد. آنها را برای دید غیرمعمول، ترافیک ارجاعی، نقل قول‌ها و رشد نظارت کنید.

اجازه ندهید میانگین‌ها داده‌های واقعی را پنهان کنند

یک معیار تجمیع شده از دید LLM می‌تواند حس کاذبی از دقت ایجاد کند. به عنوان مثال، اگر یک برند 40% نقل قول در ChatGPT، 35% در Gemini، 30% در Claude و 90% در Perplexity داشته باشد، میانگین ساده 48.75% خواهد بود. این عدد اطلاعات کمی می‌دهد، اگر Perplexity تنها بخش کوچکی از ترافیک مهم برای کسب‌وکار را تشکیل دهد.

CPM выгодный? Стоит ли исключать Perplexity из отслеживания ИИ-видимости? — illustration 2

به جای پرسیدن «میانگین دید ما در LLM چقدر است؟» باید پرسید: «افرادی که برای این کسب‌وکار مهم هستند، واقعاً در کجا با برند ما مواجه می‌شوند؟».

برای این کار باید سه مجموعه داده را ترکیب کنید:

  • پوشش مخاطب: استفاده، بازدیدها، توزیع بر اساس پلتفرم.
  • قابلیت مشاهده: ذکرها، نقل قول‌ها، URLهای ارجاع‌دهنده، و درخواست‌هایی که آنها را تولید می‌کنند.
  • تأثیر بر کسب‌وکار: ارتباط ارجاعات هوش مصنوعی با تعامل، سرنخ‌ها، فروش و سایر تبدیل‌ها.

حکم من در مورد Perplexity

راس هاگنز در مورد مشکل حق دارد، اما در مورد راه‌حل کاملاً درست نمی‌گوید. Perplexity را از ردیاب LLM حذف نکنید، بلکه وزن آن را کاهش دهید. اگر Perplexity 1% از ترافیک هوش مصنوعی شما را تولید می‌کند، دادن 25% یا 33% وزن به آن در ارزیابی قابلیت مشاهده غیرقابل توجیه است. اما اگر بیش از 5% ارجاعات را تشکیل می‌دهد، همانطور که خود هاگنز پیشنهاد می‌کند، استدلال به نفع آن قوی‌تر می‌شود.

مسیر توسعه Perplexity قابل توجه است. تحلیل Similarweb برای آگوست 2026 همچنان Perplexity را به عنوان یک بازیگر فعال در بازار جستجوی هوش مصنوعی توصیف می‌کند و به استراتژی عدم تبلیغات و تمرکز بر اشتراک‌ها و معاملات شرکتی آن اشاره می‌کند. این نشان می‌دهد که چرا «کوچک» و «ناچیز» مترادف نیستند.

سوالات متداول

کدام CPM برای پلتفرم‌های هوش مصنوعی سودآور است؟

CPM سودآور در پلتفرم‌های هوش مصنوعی به مخاطبان هدف و ROI شما بستگی دارد. اگر پلتفرم سرنخ‌ها یا فروش با کیفیت بالا تولید می‌کند، حتی با CPM نسبتاً بالا، می‌تواند سودآور باشد. نکته اصلی این است که نه تنها هزینه نمایش، بلکه نرخ تبدیل را نیز محاسبه کنید.

آیا تست فرضیه‌ها ارزان در پلتفرم‌های جدید هوش مصنوعی است؟

بله، تست فرضیه‌های ارزان در پلتفرم‌های جدید هوش مصنوعی ضروری است. این تنها راهی است که می‌توانید گوگل بعدی را کشف کنید. نباید بودجه‌های هنگفتی را برای آنها صرف کنید، اما نظارت و حداقل آزمایش به شما امکان می‌دهد تا یک پیشرفت بالقوه را از دست ندهید.

کدام ارزان‌تر است: بنر یا بلاگر، اگر با پلتفرم‌های هوش مصنوعی مقایسه شود؟

سوال کدام ارزان‌تر است بنر یا بلاگر در زمینه هوش مصنوعی نادرست است. پلتفرم‌های هوش مصنوعی نوع دیگری از تعامل را ارائه می‌دهند. مقایسه قیمت باید از طریق معیارهای کارایی انجام شود: هزینه 1 میلیون نمایش از طریق بنر در مقابل قیمت تولید 100 ویدیوی هوش مصنوعی یا هزینه انتشار 500 ویدیو از طریق ابزارهای هوش مصنوعی. هر کانال اقتصاد واحد خود را دارد.

چگونه هزینه منحصر به فرد کردن یک ویدیو با استفاده از هوش مصنوعی را ارزیابی کنیم؟

هزینه منحصر به فرد کردن یک ویدیو با استفاده از هوش مصنوعی به پیچیدگی کار و ابزار مورد استفاده بستگی دارد. مهم است که نه تنها هزینه‌های مستقیم، بلکه زمانی را که هوش مصنوعی صرفه‌جویی می‌کند نیز ارزیابی کنید. قیمت هر دقیقه ویدیوی هوش مصنوعی با آواتار نیز متفاوت است، اما اغلب سودآورتر از کار دستی است، به خصوص برای حجم‌های زیاد.

نتیجه‌گیری

بازار جستجوی هوش مصنوعی پویا است. نادیده گرفتن Perplexity یا سایر پلتفرم‌های خاص به طور کامل به معنای ریسک از دست دادن سیگنال‌های مهم است. با این حال، دادن وزن برابر به آنها با غول‌ها به طور کورکورانه، تحریف تصویر است. رویکرد ریاضی به تحلیل، وزن‌دهی پلتفرم‌ها بر اساس تأثیر واقعی آنها بر کسب‌وکار و نظارت مداوم بر بازیگران جدید – کلید موفقیت در SEO و استراتژی CPM سودآور است.

پول نقد را بشمارید، نه فقط تعداد پلتفرم‌ها در ردیاب. از پلتفرم‌های ضعیف که در حال رشد هستند غافل نشوید. شاید رهبر بعدی بازار در میان آنها باشد. همین امروز شروع به تجزیه و تحلیل داده‌های خود کنید تا فرصت‌های جدید را از دست ندهید!

  • CPM выгодный: Google و هوش مصنوعی — مردم از هر دو استفاده می‌کنند، جایگزین نمی‌کنند

    CPM выгодный: Google و هوش مصنوعی — مردم از هر دو استفاده می‌کنند، جایگزین نمی‌کنند

    در چشم‌انداز دیجیتال امروزی، جایی که فناوری با سرعتی باورنکردنی در حال پیشرفت است، این سوال که چگونه هوش مصنوعی (AI) بر روش‌های سنتی جذب ترافیک تأثیر می‌گذارد، اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند. این امر به ویژه در مورد شاخصی مانند CPM سودآور صدق می‌کند. دسته‌های اطلاعاتی کلیک‌ها را از دست می‌دهند، گوگل جستجوها را از دست می‌دهد، اما مخاطبان را حفظ می‌کند. هوش مصنوعی جایگزین جستجو نمی‌شود، بلکه آن را تکمیل می‌کند. این چقدر پول به همراه خواهد داشت؟ بیایید محاسبه کنیم.

    95% کاربران ChatGPT هنوز در گوگل هستند: این به چه معناست؟

    بر اساس داده‌های Similarweb، 95% کاربران ChatGPT همچنان از گوگل استفاده می‌کنند. این شاخص از سپتامبر 2025 تا می 2026 در سطح 95% باقی مانده است، اگرچه بازدید از پلتفرم‌های هوش مصنوعی مولد سال به سال 70% افزایش یافته است. Similarweb این را به عنوان تکمیل جستجو توسط هوش مصنوعی تفسیر می‌کند، نه جایگزینی آن.

    با این حال، مطالعه دانشگاه بوکونی کاهش 9.4 درصدی در جستجوهای سنتی را در میان خانوارهای دارای دسترسی به ChatGPT Search نشان داد. اختلاف در داده‌ها با این واقعیت توضیح داده می‌شود که Similarweb افراد (همپوشانی) را در نظر می‌گیرد، در حالی که بوکونی جستجوها را به ازای هر خانوار. یک کاربر می‌تواند از گوگل برای نقشه‌ها یا ورود به سیستم استفاده کند و جستجوهای خاص را به ChatGPT هدایت کند.

    چگونه هوش مصنوعی بر رفتار جستجو تأثیر می‌گذارد؟

    • کاهش جستجوها: خانوارهای دارای دسترسی به ChatGPT Search، تعداد جستجوهای سنتی را به طور متوسط 3.14 در هفته کاهش دادند که 9.4% کمتر از سطح قبل از گسترش (33.51 جستجو) است. این کاهش پس از 20 هفته به 17.0% رسید.
    • افت ارجاعات: بیشترین افت ارجاعات در دسته‌های اطلاعاتی مشاهده شد: سایت‌های دانشگاهی (-32.8%)، سایت‌های مرجع (-26.5%)، سایت‌های توسعه‌دهندگان (-15.1%)، سایت‌های خبری (-13.4%).
    • رشد پوشش ChatGPT: پوشش خانوارهای گوگل ثابت ماند (حدود 49%)، در حالی که ChatGPT از 4.6% به 7.9% رشد کرد.

    «وقتی مردم از قابلیت‌های مبتنی بر هوش مصنوعی ما در جستجو استفاده می‌کنند، بیشتر از جستجو استفاده می‌کنند»، — ساندار پیچای، مدیرعامل گوگل.

    با این حال، گوگل داده‌های پایه یا داده‌های سطح کاربر را برای تأیید مستقل این ادعاها ارائه نمی‌دهد. ما شاهد افزایش استفاده از قابلیت‌های هوش مصنوعی در گوگل هستیم که می‌تواند جایگزین صفحه نتایج سنتی شود.

    آزمایش با AI Mode: چه اتفاقی برای کلیک‌ها می‌افتد؟

    تحقیقات استفانی تی. وانگ و تیمش (آگوست 2024) با مشارکت 1100 کاربر کروم نشان داد: با استفاده اجباری از AI Mode (94.7% جستجوها از طریق هوش مصنوعی)، تعداد انتقال به سایت‌های خارجی 18.8 واحد درصد کاهش یافت.

    • جلسات جستجو تقریباً 0.92 در روز کاهش یافت.
    • میانگین مدت زمان جلسه 0.43 دقیقه افزایش یافت.
    • کلیک‌ها بر روی سایت‌های خبری 12.5 واحد، Reddit 21.2 واحد، ویکی‌پدیا 9.9 واحد کاهش یافت.
  • سهم شرکت کنندگانی که از Bing، DuckDuckGo یا Yahoo استفاده می کنند، 11.2 امتیاز افزایش یافته است.
  • رتبه بندی اعتماد، رضایت و سودمندی کاهش یافته است.
  • در عین حال، 15.3 درصد از کاربران حالت AI در دسترسی به وب سایت های خاص مشکل داشتند. مهم است که توجه داشته باشید که در مارس 2024، حالت AI تبلیغاتی را نشان نمی داد. از 20 مه، گوگل در حال آزمایش فرمت های تبلیغاتی جدیدی است که با Gemini در حالت AI ایجاد شده اند، که ممکن است معیارهای رضایت و کلیک را تغییر دهد.

    داده های فعلی چه چیزی را در نظر نمی گیرند؟

    هیچ یک از مجموعه داده های فعلی، کاربران فردی را در پلتفرم های مختلف (Google Search، AI Mode، ChatGPT، Gemini) در سطح وظایف در بلندمدت ردیابی نمی کند.

    گوگل داده های سطح کاربر را برای تأیید ادعاهای خود فاش نمی کند. مشخص نیست که چه نوع درخواست هایی به AI منتقل می شوند و کدام یک در جستجوی سنتی باقی می مانند. داده های Bocconi در مورد تقسیم بندی به دسته های اطلاعاتی و تراکنشی فقط توصیفی هستند.

    CPM سودآور: گوگل و هوش مصنوعی - مردم از هر دو استفاده می کنند، جایگزین نمی کنند - تصویر 2

    نتیجه گیری: CPM سودآور است، اما پول نقد به کجا می رود؟

    ما می بینیم که گوگل کاربران را حفظ می کند، اما بخشی از درخواست ها و کلیک ها را از دست می دهد. بهینه سازی برای جستجوی صوتی و قابلیت های AI به شدت حیاتی می شوند. اگر برای CPM سودآور در جستجوی سنتی هزینه می کنید، اما کاربران به AI منتقل می شوند، اقتصاد واحد شما ممکن است کاهش یابد.

    آزمایش ارزان فرضیه ها با استفاده از ابزارهای AI برای تولید محتوا (تولید 100 ویدیوی AI، منحصر به فرد کردن ویدیو) ممکن است موثرتر از روش های سنتی باشد. آیا AI ارزش سرمایه گذاری دارد؟ حقایق نشان می دهد که رفتار کاربران را تغییر می دهد. سوال این است که چگونه این را به پول نقد تبدیل کنیم.

    برای یک بازاریاب وابسته، این به معنای این است: CPM ارزان تر از 50 روبل برای یک بنر ممکن است بی فایده باشد اگر کلیک ها به AI منتقل شوند. استراتژی ها باید تطبیق داده شوند. معیارهای خود را تجزیه و تحلیل کنید، قیمت در مقابل نتیجه را مقایسه کنید تا بفهمید کدام CPM را برای جایگاه خود سودآور در نظر بگیرید.

    سوالات متداول

    س: کدام ارزان تر است: بنر یا هدفمند؟

    ج: این بستگی به مخاطبان هدف و اهداف کمپین شما دارد. داده ها نشان می دهد که AI رفتار کاربران را تغییر می دهد و نرخ کلیک تبلیغات سنتی را کاهش می دهد. شاید ارزش داشته باشد که یک جایگزین مقرون به صرفه برای کاشت از طریق محتوای AI را در نظر بگیرید.

    س: آیا سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی برای محتوا ارزش دارد؟

    ج: بله، داده‌ها نشان‌دهنده افزایش استفاده از هوش مصنوعی برای جستجوی اطلاعات است. هزینه یک کلیپ آماده که توسط هوش مصنوعی ساخته شده یا هزینه منحصر به فرد کردن یک ویدیو می‌تواند به طور قابل توجهی کمتر از تولید دستی باشد، در حالی که پوشش موثری را فراهم می‌کند.

    س: چه CPMی را باید سودآور در نظر گرفت؟

    ج: CPM سودآور نه تنها با هزینه به ازای هزار نمایش، بلکه با نرخ تبدیل نیز تعیین می‌شود. اگر کاربران از هوش مصنوعی برای دریافت پاسخ استفاده کنند و به وب‌سایت‌ها مراجعه نکنند، حتی یک CPM بسیار پایین نیز نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت. ارزیابی ROI مهم است.

    س: هوش مصنوعی چگونه بر سئو تأثیر می‌گذارد؟

    ج: هوش مصنوعی می‌تواند تعداد کلیک‌های مستقیم به وب‌سایت شما را کاهش دهد، به خصوص برای درخواست‌های اطلاعاتی. بهینه‌سازی محتوا برای AI Overviews و ایجاد بخش‌های پرسش‌های متداول (FAQ) برای جستجوی صوتی حیاتی می‌شود.

    دعوت به اقدام: داده‌های خود را تحلیل کنید، فرضیه‌های جدید را آزمایش کنید و استراتژی‌ها را با رفتار در حال تغییر کاربران تطبیق دهید. هوش مصنوعی آینده نیست، بلکه همین الان است. چقدر پول نقد را حاضرید با نادیده گرفتن آن از دست بدهید؟

  • Google AI: قاضی در مورد اینکه آیا به‌روزرسانی اسپم بر محتوای هوش مصنوعی تأثیر می‌گذارد، تردید دارد

    Google AI: قاضی در مورد اینکه آیا به‌روزرسانی اسپم بر محتوای هوش مصنوعی تأثیر می‌گذارد، تردید دارد

    این هفته در دنیای سئو، شور و هیجان زیادی به پا شده است: یک قاضی انحصار گوگل بر محتوای هوش مصنوعی را زیر سوال می‌برد، به‌روزرسانی اسپم، پایه‌های انتشارات خودکار را سست می‌کند و بحث قدیمی در مورد هدف‌گذاری جغرافیایی با نیرویی تازه شعله‌ور می‌شود. بیایید ببینیم اینها برای پول شما چه معنایی دارند، به خصوص در زمینه هوش مصنوعی گوگل.

    نبردهای قضایی: هوش مصنوعی گوگل و استفاده «ناعادلانه» از محتوا

    یک قاضی فدرال، رویه گوگل در استفاده از محتوای وب برای بررسی‌های هوش مصنوعی خود را زیر سوال برد و آن را «بسیار ناعادلانه» خواند. این امر مدل فعلی «ترافیک در ازای محتوا» را به خطر می‌اندازد.

    جزئیات پرونده Penske Media علیه گوگل

    • در جلسه رسیدگی به پرونده ضد انحصار Penske Media، قاضی آمیت مهتا در مورد اینکه آیا بررسی‌های هوش مصنوعی گوگل را می‌توان «بهبود محصول» دانست، ابراز تردید کرد.
    • جیسون کینت، مدیر عامل Digital Content Next، از قاضی نقل قول کرد که وضعیت را «واقعاً ناعادلانه» خواند و خاطرنشان کرد که این بهبود «به هزینه ناشران» در حال توسعه است.
    • قاضی مهتا هنوز در مورد درخواست گوگل برای رد شکایت، حکمی صادر نکرده است.

    «ناشران کنترلی بر نحوه استفاده گوگل از محتوای آنها ندارند»، کینت خاطرنشان کرد و تاکید کرد که عدم ایندکس شدن توسط گوگل یک انتخاب واقع‌بینانه برای ناشرانی که به ترافیک جستجو وابسته هستند، نیست.

    به‌روزرسانی اسپم گوگل: ضربه‌ای به انتشارات هوش مصنوعی

    اگرچه گوگل رسماً اعلام نکرده است که محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را در به‌روزرسانی اسپم ماه اوت هدف قرار داده است، گزارش‌های صاحبان وب‌سایت‌ها به مشکلات انتشارات خودکار اشاره دارد. آیا محتوای ارزان هوش مصنوعی ارزش چنین خطراتی را دارد؟

    مشاهدات و نتایج اولیه

    • راجر مونتی نمونه‌هایی را جمع‌آوری کرده است که در آنها وب‌سایت‌های کاملاً خودکار دید خود را از دست داده‌اند، در حالی که منابعی که از هوش مصنوعی با ویرایش انسانی استفاده می‌کنند، کمتر آسیب دیده‌اند.
    • اینها هنوز گزارش‌های حکایتی هستند، نه تأیید رسمی تغییرات در الگوریتم‌های گوگل.
    • گوگل سیستم S-CTS را برای شناسایی سوءاستفاده هماهنگ مصنوعی در پلتفرم‌های ویدیویی منتشر کرده است، اما این به جستجوی گوگل مربوط نمی‌شود.
    • فقط واقعیت نویسندگی هوش مصنوعی دلیل کاهش رتبه نیست. سیاست گوگل مربوط به محتوای مقیاس‌پذیر است که برای دستکاری رتبه‌بندی‌ها ایجاد شده است، صرف نظر از نویسنده.
  • تاکوما اوکا، مشاور سئو، هشدار می دهد که نمونه او کوچک است و نتایج قطعی نیستند. خود هوش مصنوعی مهم نیست، بلکه روش و هدف تولید انبوه اهمیت دارد.

    SEO در مقابل GEO: آنچه جان مولر می گوید

    جان مولر از گوگل بار دیگر در مورد بحث «SEO در مقابل GEO» اظهار نظر کرد و توضیح داد که هیچ الزامات خاصی برای پاسخ های هوش مصنوعی مولد در جستجو وجود ندارد. یعنی، تست فرضیه ها ارزان به این معنی نیست که می توان اصول اولیه را فراموش کرد.

    تفاوت های ظریف برای پاسخ های هوش مصنوعی

    دن آکجو خلاصه کرد: «اصول یکسان هستند. سطح استخراج متفاوت است.» این نکته کلیدی است: CPM سودآور تنها زمانی است که ویژگی های پلتفرم در نظر گرفته شود.

    توصیه های هوش مصنوعی: برند توصیه می شود، اما به دیگران ارجاع داده می شود

    داده های جدید نشان می دهد که توصیه یک برند در پاسخ هوش مصنوعی، لینک مستقیم به سایت شما را تضمین نمی کند. این بر ROI تأثیر می گذارد و نیاز به بازنگری در معیارها دارد.

    تحلیل Shero Commerce

    آلیدا سولیس تأکید کرد: «برند شما ممکن است در پاسخ توصیه شود… در حالی که نقل قول (و کلیک) به یک مجله یا بازار می رسد.» این بدان معناست که هزینه منحصر به فرد کردن یک ویدئو یا قیمت تولید 100 ویدئوی هوش مصنوعی باید نه تنها با ذکر نام، بلکه با لینک های مستقیم نیز جبران شود.

    ChatGPT و Reddit: پویایی پیچیده نقل قول

    داده های Promptwatch کاهش شدید سهم نقل قول Reddit در ChatGPT را در اواسط آگوست نشان داد، اما آزمایش های جدید نشان می دهد که Reddit همچنان نقش مهمی در فرآیند استخراج اطلاعات ایفا می کند.

    Google AI: Судья сомневается, спам-апдейт бьет по AI-контенту — illustration 2

    تغییرپذیری رفتار ChatGPT

    موهاناداسان خلاصه کرد: «نقل قول های Reddit به سادگی «غیرفعال» نشده بودند. به نظر می رسد آنها به درخواست بستگی دارند.» این نشان می دهد که مقایسه قیمت منابع مختلف و قابلیت نقل قول آنها – یک فرآیند پویا است و نیاز به نظارت مداوم دارد.

    نتیجه‌گیری: دیده شدن در مقابل ارزش – معیارهای جدید

    در این هفته مشخص شد که دیده شدن و ارزش واقعی در حال جدا شدن از یکدیگر هستند. ناشران اطلاعات را به اشتراک می‌گذارند، اما همیشه ترافیک دریافت نمی‌کنند. برندها توصیه‌هایی دریافت می‌کنند، اما لینک‌ها به سمت دیگران می‌روند. Reddit می‌تواند منبع داده برای هوش مصنوعی باشد، اما در نقل‌قول‌های نهایی ظاهر نشود. «دیده شدن توسط هوش مصنوعی» به مفهومی بسیار گسترده تبدیل شده است که برای ارزیابی ROI به معیارهای دقیق‌تری نیاز دارد.

    مهم نیست که فقط ایندکس شوید، بلکه باید ذکر، نقل‌قول، کلیک و در نهایت تبدیل را نیز به دست آورید. هر روبل خرج شده چقدر پول به همراه خواهد داشت – این سوال اصلی است. استراتژی‌ها و معیارهای خود را بازنگری کنید تا بودجه را بیهوده هدر ندهید.

    سوالات متداول

    «استفاده ناعادلانه» گوگل از محتوای هوش مصنوعی چیست؟

    قاضی آمیت مهتا اظهار داشت که گوگل با استفاده از محتوای ناشران برای بررسی‌های هوش مصنوعی خود بدون جبران یا کنترل کافی از سوی ناشران، یک مزیت ناعادلانه ایجاد می‌کند، زیرا ناشران نمی‌توانند بدون از دست دادن ترافیک، از ایندکس شدن توسط گوگل خودداری کنند.

    آیا به‌روزرسانی اسپم گوگل واقعاً محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را هدف قرار می‌دهد؟

    گوگل رسماً این موضوع را تأیید نکرده است. با این حال، طبق گزارش‌های صاحبان وب‌سایت، منابعی که از تولید محتوای کاملاً خودکار استفاده می‌کنند، دیده شدن خود را از دست داده‌اند. در عین حال، وب‌سایت‌هایی که محتوای هوش مصنوعی در آنها توسط انسان‌ها تکمیل شده بود، کمتر آسیب دیدند. تمرکز بر محتوای انبوهی است که برای دستکاری رتبه‌بندی‌ها ایجاد شده است، صرف نظر از روش تولید.

    جان مولر در مورد سئو برای پاسخ‌های هوش مصنوعی چه توصیه‌ای دارد؟

    مولر ادعا می‌کند که برای پاسخ‌های هوش مصنوعی مولد در جستجوی گوگل، الزامات خاصی وجود ندارد. اگر قبلاً سایت خود را برای گوگل بهینه کرده‌اید، نیازی به چک‌لیست‌های فنی اضافی برای بررسی‌های هوش مصنوعی نیست. با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که سیستم‌های هوش مصنوعی مختلف، منابع را به روش‌های متفاوتی استخراج و انتخاب می‌کنند.

    چرا یک برند ممکن است توسط هوش مصنوعی توصیه شود، اما لینک به سایت دیگری برود؟

    تحقیقات Shero Commerce نشان داد که سیستم‌های هوش مصنوعی اغلب برندها را با نام توصیه می‌کنند، اما منابع شخص ثالث (مانند مجلات یا بازارهای آنلاین) را به جای صفحات رسمی برند نقل‌قول می‌کنند. این بدان معناست که دیده شدن برند همیشه به کلیک‌های مستقیم و ترافیک به منبع شما تبدیل نمی‌شود.

    رفتار ChatGPT در مورد نقل‌قول از Reddit چگونه تغییر کرده است؟

    داده‌ها نشان می‌دهد که نقل‌قول از Reddit در ChatGPT پیچیده‌تر شده و به درخواست خاص بستگی دارد. در برخی موارد، Reddit به طور فعال استفاده و نقل‌قول می‌شود، در حالی که در موارد دیگر، داده‌های زیادی استخراج می‌شود، اما نقل‌قولی وجود ندارد. این نشان‌دهنده پویایی الگوریتم‌ها و نیاز به تحلیل مداوم منابعی است که سیستم‌های هوش مصنوعی برای موضوعات خاص ترجیح می‌دهند.

  • اشاره به برند در ChatGPT مهم‌تر از لینک است: ۹۲٫۸٪ گفتگوها بدون کلیک

    اشاره به برند در ChatGPT مهم‌تر از لینک است: ۹۲٫۸٪ گفتگوها بدون کلیک

    ۹۲.۸٪ از گفتگوهای ChatGPT بدون انتقال به سایت پایان مییابد — این داده‌ای از Profound است که کوین ایندیگ در خلاصه‌ی ۲۱ ژوئیه بررسی کرد. اندازه‌گیری روی ترافیک زنده‌ی یک محصول واقعی انجام شده و می‌توان به این عدد اعتماد کرد. تمام پیشبرد در جستجو بر یک معامله استوار بود: تو به بالای نتایج می‌رسی، فرد روی لینک سایت کلیک می‌کند، و تبدیل این بازدید به درخواست، کار خودِ توست. لینک نقطه‌ای بود که کسب‌وکار برای اولین بار با مشتری تماس می‌گرفت. در پاسخ شبکه‌ی عصبی، این معامله در همان قدم اول می‌شکند: انتقال در بیشتر موارد اصلاً اتفاق نمی‌افتد.

    چرا ۹۲.۸٪ از گفتگوهای ChatGPT بدون انتقال به سایت پایان می‌یابد

    من چند ماه است که اندازه می‌گیرم که ChatGPT، Perplexity، آلیسا AQI و GigaChat چگونه برندها را در پاسخ‌هایشان نام می‌برند: پرامپت‌های کنترلی اجرا می‌کنم و می‌بینم که مدل چه کسی را ذکر کرده و چه کسی را نه. پشت این اجراها عددی ظاهر شد که منطق مرسوم سئو را می‌شکند — و باعث شد من چیزی را که اصلاً برای مشتریان ردیابی می‌کنم تغییر دهم. به ترتیب بررسی می‌کنم.

    سه هفته پیش پرامپت‌های یک مشتری از حوزه‌ی تحویل غذا را از طریق ChatGPT اجرا می‌کردیم. روال عادی: سؤالی مثل «کدام سرویس تحویل را در مسکو انتخاب کنم» تایپ می‌کنی و پاسخ را می‌بینی. در آن لحظه، مشتری ما به‌مراتب لینک‌های بیشتری از سایت‌های دیگر داشت تا نزدیک‌ترین رقیبش. در Ahrefs — سرویسی که وزن لینک‌های سایت را محاسبه می‌کند — این بلافاصله دیده می‌شود: هم امتیاز کلی اعتبار بالاتر است و هم تعداد سایت‌های مختلفی که به آن لینک می‌دهند، یک و نیم برابر بیشتر است. ChatGPT رقیب را نام برد. مشتری را نه. اصلاً ذکر نکرد، حتی یک بار در بیست پرامپت.

    من سه بار دوباره بررسی کردم، فرمول‌بندی سؤال، تاریخ گفتگو و منطقه را تغییر دادم. نتیجه همان بود. یک ساعت و نیم صادقانه نمی‌فهمیدم قضیه چیست. بیست سال پیشبرد سایت‌ها به یک قانون ساده عادت داده بود: هرچه بیشتر به تو لینک بدهند، در نتایج گوگل و یاندکس بالاتر هستی، و بنابراین شبکه‌های عصبی نیز باید با میل بیشتری تو را نام ببرند. اینجا قانون کار نکرد. فقط اینجا نتایج به معنای مرسوم وجود نداشت. مدلی بود که خودش تصمیم می‌گرفت چه کسی را با نام صدا بزند و چه کسی را نه. و این تصمیم را بر اساس شمارنده‌ی لینک‌ها نمی‌گرفت.

    ذکر برند را نمی‌توان با لینک خرید — مثل اعتبار انباشته می‌شود

    در عین حال، خود ترافیک هوش مصنوعی از نظر حجم بسیار کوچک است — Ahrefs گزارش می‌دهد که ChatGPT حدود ۰.۱۹٪ از تمام انتقال‌های لینک در اینترنت را به خود اختصاص می‌دهد، در مقابل ۴۲٪ برای گوگل. اگر مستقیم مقایسه کنی، به‌طرز خنده‌داری کم است. اما نکته‌ی جالب‌تر این است: آن تعداد کمی که واقعاً از ChatGPT کلیک می‌کنند، با نظمی بسیار بیشتر تبدیل می‌شوند — نرخ تبدیل حدود ۷.۱٪ است و خود بازدید ۴.۴ برابر ارزشمندتر از بازدید معمولی ارزیابی می‌شود. افراد کمتری به سایت می‌رسند، اما آن‌هایی که رسیده‌اند — آماده‌ی خرید یا هر اقدام هدفمند دیگری آمده‌اند.

    اشاره به برند در ChatGPT مهم‌تر از لینک است: ۹۲٫۸٪ گفتگوها بدون کلیک

    و اینجا یک چرخش مهم است. اگر تصمیم قبل از کلیک، درون خود پاسخ مدل گرفته می‌شود، پس باید برای کلیک نجنگید. باید برای نحوه‌ی نام‌برده‌شدنت در لحظه‌ای که کلیک هنوز رخ نداده و به احتمال زیاد اصلاً رخ نخواهد داد، جنگید. ذکر در پاسخ ChatGPT مانند جایگاه در نتایج جستجو نیست. جایگاه را می‌توان با کار روی سایت به دست آورد — با لینک‌ها، سرعت بارگذاری، پاک‌سازی فنی. ذکر این‌طور خریداری نمی‌شود. مدل آن را از دو منبع جمع می‌کند: از متون‌هایی که روی آن‌ها آموزش دیده و از صفحاتی که درست در حین پاسخ کشیده می‌شوند. و نه تعداد لینک‌ها، بلکه نحوه‌ی نوشتن درباره‌ی برند به‌طور کلی تصمیم می‌گیرد — در بررسی‌ها، در انجمن‌ها، در مقالات صنعتی، در مقایسه‌ها.

    ارتقاء در جستجو عادت داشت رتبه‌های برتر را بگیرد، زیرا رتبه به کلیک روی سایت منجر می‌شد. ارتقاء در پاسخ‌های شبکه‌های عصبی متفاوت عمل می‌کند: باید برای خودِ ذکر شدن جنگید، زیرا ممکن است اصلاً کلیکی رخ ندهد، اما فرد همچنان تصمیم می‌گیرد — بر اساس اینکه مدل برند را چگونه نام برده است. لینک یک دارایی یک‌باره است. تا زمانی که صفحه در نتایج باقی بماند، تا زمانی که سایت زنده باشد، تا زمانی که الگوریتم آن را ارزشمند بداند، کار می‌کند. ذکر شدن به شکل دیگری انباشته می‌شود: این شهرتی است که قبلاً در متون‌هایی که مدل روی آن‌ها آموزش دیده و اکنون می‌خواند، جا افتاده است. یک مقاله را حذف کنید — ذکر شدن از بین نمی‌رود، در ده‌ها منبع پخش شده است.

    اینجا اشتباه من با آن مشتری تحویل غذا بود. پروفایل لینک او قوی بود، اما تقریباً همه از اگریگیتورها و کاتالوگ‌ها بود، جایی که برند فقط در یک لیست ذکر شده بود. رقیب لینک‌های کمتری داشت، اما سه بررسی تحریریه مفصل با توضیح اینکه سرویس چه تفاوتی با دیگران دارد، داشت. مدل روی آن‌ها نیز آموزش دیده بود. او لینک‌ها را نمی‌شمرد — او زمینه را می‌خواند. به هر حال، رتبه اول در گوگل اصلاً ذکر شدن در ChatGPT را تضمین نمی‌کند. ما این را جداگانه روی چند مشتری بررسی کردیم: جستجو و شبکه عصبی مکانیزم‌های انتخاب متفاوتی دارند، و رتبه اول در نتایج معمولی به خودی خود به خطی در پاسخ مدل تبدیل نمی‌شود.

    جایی که لینک هنوز مشتری می‌آورد، و جایی که سوال مستقیماً در پاسخ بسته می‌شود

    لینک کاملاً نمرده است — مهم است این را اشتباه نگیریم. در گوگل معمولی، ۶۸٪ جستجوها در ایالات متحده تا آغاز سال ۲۰۲۶ نیز بدون کلیک به پایان می‌رسند، این داده‌های SparkToro با ارجاع به Search Engine Land است. پاسخ بدون انتقال به سایت به جستجوی قدیمی خوب هم آمده است، فقط آنجا زودتر دیده می‌شد — از طریق بلوک‌های پاسخ آماده، کارت‌های اطلاعاتی و پاسخ‌های مستقیم در بالای نتایج.

    لینک هنوز جایی کار می‌کند که تصمیم پس از اولین تماس گرفته می‌شود: مقایسه قیمت‌ها، خواندن نظرات، مستندات فنی، هر چیزی که نیاز به رفتن به جزئیاتی دارد که در پاسخ کوتاه مدل جا نمی‌شود. در حوزه‌هایی با چرخه تصمیم‌گیری طولانی کار می‌کند — آنجا فرد به هر حال به سایت می‌رسد، فقط دیرتر. لینک جایی کار نمی‌کند که سوال با یک عبارت در پاسخ بسته می‌شود. «کدام سرویس تحویل را انتخاب کنم» — با یک عبارت بسته می‌شود. «هزینه تحویل از رستوران خاص در منطقه خاص فردا شب چقدر است» — بسته نمی‌شود، آنجا نیاز به کلیک است. یک کسب‌وکار واحد در هر دو طرف این مرز زندگی می‌کند — همه‌چیز بستگی به این دارد که کاربر دقیقاً چه سوالی پرسیده است.

    اشاره به برند در ChatGPT مهم‌تر از لینک است: ۹۲٫۸٪ گفتگوها بدون کلیک

    آنچه اکنون به جای جایگاه‌ها در جستجو برای مشتریان اندازه‌گیری می‌کنم

    من دیگر فقط به جایگاه‌ها در نتایج نگاه نمی‌کنم و یک اندازه‌گیری جداگانه اضافه کرده‌ام: هر چند وقت یکبار و در چه زمینه‌ای مدل‌ها برند مشتری را مستقیماً، بدون کلیک، بدون انتقال نام می‌برند. ما پرامپت‌های کنترلی را اجرا می‌کنیم — سوالات واقعی مخاطب — از طریق ChatGPT، Perplexity، Алиса AI و GigaChat، می‌بینیم که آیا مدل برند را نام می‌برد، به چه ترتیبی نسبت به رقبا، با چه عبارتی. ChatGPT تنها نیست. Perplexity پاسخ را تقریباً به طور کامل از منابع نقل‌شده می‌سازد و آن‌ها را به صورت لیست نشان می‌دهد — مدل با کمال میل از مقالات در پلتفرم‌های شخص ثالث می‌گیرد. Алиса AI نتایج تازه Yandex را مخلوط می‌کند، GigaChat به روش خودش پاسخ می‌دهد. برندی که در یک مدل شنیده می‌شود ممکن است در مدل دیگر ساکت باشد — بنابراین اندازه‌گیری با یک ChatGPT بسته نمی‌شود.

    از این موضوع سه نکته بیرون آمد که اکنون به هر بازاریابی توصیه میکنم آنها را پیگیری کند:

    • سهم ذکر برند در میان رقبای اصلی بر اساس سؤالات کلیدی خودتان: درصد مشخصی برای مجموعهای مشخص از پرامپتها، بدون رتبهبندیهای کلی.
    • لحن بیان: مدل ممکن است برند را خنثی نام ببرد یا کلمهای ارزشی مانند «مطمئن» یا «گران» به آن اضافه کند — این بر انتخاب تأثیر بیشتری از خودِ واقعیت ذکر شدن دارد.
    • منابعی که مدل ظاهراً این بیان را از آنها میگیرد: اغلب یک یا دو مقاله هستند — و بهتر است ابتدا روی تقویت همانها تمرکز کنید، بهجای اینکه بودجه را بین دهها پلتفرم پخش کنید.

    با آن مشتریِ تحویل غذا، در نهایت به دنبال لینکهای جدید نرفتیم. چند مطلب مفصل درباره محصول در پلتفرمهایی نوشتیم که مدل بهوضوح آنها را میخواند و نقلقول میکند — و بعد از یک ماه و نیم، ذکر برند ظاهر شد و دید در پاسخهای هوش مصنوعی افزایش یافت. مشتری لینکهای بیشتری داشت، اما ChatGPT رقیب را نام برد. حالا میدانیم چرا.

    سؤالات متداول

    چگونه ذکر برند را در ChatGPT اندازهگیری کنیم؟

    پرامپتهای کنترلی — سؤالات واقعی مخاطب — را از طریق ChatGPT، Perplexity، Алиса AI و GigaChat اجرا کنید. سهم ذکر برند را در میان رقبای اصلی محاسبه کنید، لحن و منابعی را که مدل از آنها اطلاعات میگیرد ثبت کنید.

    اشاره به برند در ChatGPT مهم‌تر از لینک است: ۹۲٫۸٪ گفتگوها بدون کلیک

    آیا میتوان ذکر برند در شبکههای عصبی را با لینک خرید؟

    خیر. لینکها در جستجوی کلاسیک کار میکنند، اما شبکههای عصبی آنها را مستقیم حساب نمیکنند. ذکر برند بستگی به این دارد که برند در نقدها، مقالات و انجمنها چگونه توصیف میشود — این اعتباری است که در متونِ آموزش مدل انباشته میشود.

    اگر برند در ChatGPT ذکر نشود چه کنیم؟

    پلتفرمهایی را پیدا کنید که مدل بیشتر از همه از آنها نقلقول میکند و مطالب مفصل درباره محصول در آنجا منتشر کنید. نقدهای تحریریه، مقایسهها و مقالات کارشناسی را تقویت کنید — آنها بر ذکر برند تأثیر بیشتری از توده لینکها دارند.

    آیا باید SEO را به نفع شبکههای عصبی کنار بگذاریم؟

    خیر. لینکها همچنان در حوزههایی با چرخه تصمیمگیری طولانی و برای جستجوهای تراکنشی کار میکنند. استراتژی بهینه ترکیب SEO کلاسیک با کار روی ذکر برند در پاسخهای هوش مصنوعی است.

    نتیجهگیری

    خلاصه ساده است: ۹۲.۸٪ از گفتگوها در ChatGPT بدون کلیک پایان مییابند، اما تصمیم انتخاب برند قبلاً گرفته شده است. لینک یک دارایی یکباره است، ذکر برند اعتبار انباشتهشده است. برای پیروزی در نتایج هوش مصنوعی، دست از تعقیب لینکها بردارید و شروع به مدیریت نحوه توصیف خودتان در متونی کنید که مدلها میخوانند. پرامپتهای کنترلی را اجرا کنید، سهم ذکر و لحن را پیگیری کنید — و خواهید دید کجا واقعاً مشتری از دست میدهید. از ممیزی ذکرهای برند خودتان از امروز شروع کنید.